تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
جا بياورد ، ولى آن را به جا نياورده ، بر او فديه واجب است . اكنون زمان آن فرا رسيده است كه پس از نقل آراء و اقوال به تأمّل در آيه و عرضه داشتن اين آراء و اقوال بر آن بپردازيم . اين نظريّه كه حكم موجود در آيه با آيه بعدى نسخ شده - اگر آنچه امام طبرى به نقل از كسانى مىآورد كه گفته‌اند : « اين آيه و حتّى قسمتى از آن نيز نقض نشده ، و حكمى است ثابت از زمان نزول آيه تا بر پا شدن قيامت » آن را سست و تضعيف نكند - در برابر اين اشكال قرار خواهد داشت كه دو آيه [ كه يكى را ناسخ و ديگرى را منسوخ دانسته‌اند ] در مقام تشريع دو حكم براى دو حالت و يا دو موضوع متفاوت است . فديه بر كسانى كه « يطيقونه » و اين فديه ، خوراك مسكين است . قضاء بر كسانى كه بيمار يا در سفرند ، كه مىبايست چند روزى از ايام ديگر سال روزه بدارند . از ديگر سوى مىدانيم قضا تنها بر كسى واجب مىشود كه براى او عذرى پيش آمده و همين عذر روزه خوردن را براى او جايز كرده است . در چنين فرضى بر شخص واجب است پس از زوال عذر به همان تعداد كه روزه خورده در ساير ايّام سال روزه بگيرد ؛ و در چنين حالتى اساسا فديه به عنوان بدلى براى قضا پذيرفته نمىشود ، بلكه فديه - بنا به صريح آيه تنها بر كسانى واجب است كه « يطيقونه » روزه توانشان را مىستاند » . بنابراين ، آيا مقصود از كسانى كه « يطيقونه » همان كسانى است كه « لا يطيقونه » - « توان آن ندارند » ؟ « 38 » ما كاملا اين را بعيد مىدانيم كه در اينجا حرف « لا » محذوف و مراد باشد ؛ زيرا آيه از آيات تشريع و وضع احكام و مقررات دينى است و در چنين مقامى تصوّر نمىشود قرآن از حكمى با عبارتى حاكى از ثبوت و ايجاب سخن گويد و ما آن را بر مبناى حذف و نفى تفسير كنيم . ما در اينجا همان نظريّه ابو حيان را مىپذيريم كه مىگويد :
هامش
( 38 ) البته ترجمه لا يطيقونه به « توان آن ندارند » ترجمه‌اى است نادرست و ناشى از همان برداشت نادرستى كه حرف « لا » را در اينجا در تقدير گرفته است . در ادامهء همين بحث ترجمهء درست واژه « يطيقونه » در آيه روشن خواهد شد .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 205 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري