بلكه به آنها ايمان مىآوريم و از كنار آنها - همان گونه كه هست - مىگذريم .
امّا اكثريّت گفتهاند : واجب است دربارهء اين حروف و مفاد آنها بحث كنيم و فوايدى را كه در آنها نهفته است و مفاهيمى را كه مىتوان بر آنها انطباق داد به دست آوريم . البته آنان پس از طرح اين نظريّه ، به اختلاف نظرى گرفتار آمدهاند كه قبلا گذشت . ابن عطيّه مىگويد : همان چيزى كه اكثريّت گفتهاند صحيح است و به همين دليل ما به تفسير اين حروف مىپردازيم و در صدد تأويل و توجيه آنها بر مىآييم . « 15 »
به نظر مىرسد اين عقيده كه حروف مقطّعه « متشابه » مىباشد عقيدهء اغلب متأخّران است ، تا جايى كه سيوطى به خود اجازه مىدهد اقوال و آراء مختلفى را كه درباره اين حروف مطرح شده در « نوع متشابه » بياورد ، هر چند وى تنها به نقل آراء مبنى بر متشابه بودن اين حروف بسنده نكرده و اقوال و آراء ديگران را نيز نقل كرده است .
او فصل مربوط به حروف ، در « نوع متشابه » ، را چنين آغاز مىكند :
يكى از مصاديق متشابه حروف آغازين سورههاست و عقيدهء برگزيدهء ما در اين باب آن است كه اين حروف از اسرارى مىباشد كه جز خداوند - تعالى - آنها را نمىداند .
البته كسانى نيز به بيان معنا و تفسير اين حروف پرداختهاند كه سيوطى همهء اقوال آنان را در اين باب آورده است . « 16 »
گروهى ديگر نيز از اين همه جدل كه دربارهء حروف مقطّعه به عمل آمده و از اختلاف اقوالى كه در تأويل آنها پديدار گشته نوميد شدهاند . قاضى ابو بكر بن عربى از اين گروه است كه بنابر آنچه سيوطى از گفتار وى در ترتيب الرحله نقل مىكند - مىگويد :
يكى از مصاديق باطل علم حروف مقطّعه اوايل سورههاست . در اين مسئله من به بيش از بيست نظريّه دست يافتهام و سراغ ندارم كه كسى بر اساس علم و آگاهى در
هامش
( 15 ) ابو حيّان ، البحر المحيط ، ج 1 ، ص 35 . - شيخ محمد عبده نيز در اين موضوع اين عقيده را اختيار كرده كه مسئله را به خداوند واگذاريم و بدانيم « اين هيچ ربطى به دين ندارد كه كسانى به سخن سرايى بپردازند ، و عللى در آيات چنان كه خود مىخواهند - اختراع كنند كه كم اتفاق مىافتد پديد آورندهء چنين اختراعهايى از لغزش مصون بماند » . تفسير الذكر الحكيم ، ج 1 ، ص 122 .
( 16 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 35 .