در سورهء اعراف بدان سبب حرف صاد نيز پس از الم افزوده شده كه در اين سوره شرح قصص آدم و پيامبران پس از او ، و همچنين آيه
« فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ »
« مباد در دلت اندوه و ترديدى باشد » [ اعراف / 2 ] آمده و به همين دليل است كه برخى گفتهاند معنى المص ، « الم نشرح لك صدرك » « آيا سينه تو را گشاده قرار نداديم ؟ » ( انشراح / 1 ) است . « 14 »
گروهى خود را از اين همه رنج و تلاش خسته كننده كه در هيچ كدام از آراء مطرح شده در اين زمينه به پايان نمىرسد آسوده كرده و نظريّهاى را برگزيدهاند كه در همهء حروف مقطّعه عموميت دارد . آنان گفتهاند اين حروف اسرارى از علم مكنون الهى است ؛ از ابو بكر صديق - رضى الله عنه - روايت كردهاند كه گفت : در كتاب خدا سرّى است و سرّ خداوند در قرآن در حروفى است كه در آغاز سورهها قرار دارد .
گروهى از معتقدان به اشتمال حروف مقطّعه بر علومى خاص از اين نظريّه حمايت كردهاند كه ابو حيّان در البحر المحيط از آنان نام برده است . از همين جا نيز گروهى اين آيات را به آيات متشابه كه تنها خداوند از مقصود آنها آگاه است ملحق دانسته و برخى نيز معتقد شدهاند كه خداوند آگاهى از اين آيات را تنها به پيامبر خود - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - داده است . گروه اخير به همين سبب پرداختن به تفسير و تأويل اين گونه حروف را منع كردهاند .
ابو حيّان مىگويد :
گروهى از متكلّمان منكر آن شدهاند كه در قرآن چيزى وجود داشته باشد كه معنايش درك نشود . اما تو خود شاهد اختلافى گستردهاى كه در تفسير اين حروف و بحث دربارهء آنها پيش آمده و تقريبا نتوان آن را به حدّ خاصى محدود دانست .
آنچه من در اين ميان اختيار كردهام آن است كه اين حروف كه در آغاز سورهها آمده از همان متشابه است كه آگاهى از آن به خداوند اختصاص دارد ؛ و ساير كلام او آيات « محكم » است . . .
ابو محمد بن على بن احمد يزيدى به همين عقيده گرويده و همين نيز نظريّهء مورد قبول شعبى ، ثورى و گروهى از محدّثان است كه گفتهاند : اين حروف سرّ خداوند در قرآن و در رديف آيات متشابهى است كه آگاهى از آن تنها به خداوند اختصاص دارد ، و واجب نيست ما دربارهء آنها [ و مفادشان ] بحث و گفتگو كنيم ،
هامش
( 14 ) البرهان فى علوم القرآن ، چاپ حلبى ، ج 1 ، ص 170 .