مبناى حساب ابجد از دوران حيات اسلام و امّت اسلامى ، اين را نيز بدان افزوده كه زمان وقوع حوادث و فتن و جنگها از آن استخراج شود ! شيخ محمد عبده نيز اين نظريّه را نابخردانه دانسته ، مىگويد :
سستترين و نابخردانهترين وجهى كه دربارهء اين حروف گفته شده آن است كه حروف مزبور به اعدادى اشاره دارند كه بر مبناى حساب جمل از طول دوران حيات اين امّت و امورى همانند آن حكايت مىكند . ابن اسحاق در اين باره حديثى از يكى از يهوديان از پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - نقل كرده است . . .
هنوز نيز در ميان مردم ، حتّى علماى تاريخ و زبان ، كسانى يافت مىشوند كه عقيده دارند اين حروف رمزهايى از برخى حقايق دينى و تاريخى است كه گذشت زمان آنها را آشكار خواهد ساخت . « 11 »
در اين ميان به نظر جناب استاد على نصوح طاهر چنين رسيده است كه از طريق تفسير ابجدى اين حروف تعداد حروف سورههايى را كه با آنها آغاز شده بيابد . امّا اين نظريّه - كه وى آن را در رسالهاى چاپ قدس ، 1960 م منتشر كرده - به رغم تلاش طاقتفرساى مبتنى بر آمار او مقبول نيفتاده است .
گفتهاند : حروف مقطّعه آغاز هر سوره به غلبه و فزونى اين حروف در كلمات آن سوره اشاره دارد . زركشى اين مسئله را با توضيحى فراوان در كتاب البرهان آورده است تا بدين وسيله بيان كند كه چگونه هر كدام از اين حروف تنها به همان سورهاى كه با آنها آغاز شده اختصاص دارد ، به گونهاى كه نمىتوانسته است الم در جاى الر و يا حم در جاى طس قرار گيرد . او مىگويد :
زيرا هر سورهاى كه با يكى از اين حروف آغاز شده باشد اكثر كلمات و حروفش با اين حروف همانند است و حق هر سورهاى از اين گونه سور آن است كه جز همان حرف يا حروفى كه در صدر آن آمده چيز ديگرى نمىتواند بيايد ؛ به عنوان مثال اگر بنا بود « ق » در جاى « ن » قرار داده شود اين كار امكان نداشت ، زيرا در اين صورت آن تناسبى كه مراعاتش در كلام الهى لازم است ميسّر نمىگرديد . سوره ق
هامش
( 11 ) تفسير الذكر الحكيم ، ج 1 ، ص 122 . در ايهام موجود در اين گفته عبده دقت كنيد كه مىگويد : « ابن اسحاق در اين باره حديثى از يكى از يهوديان از پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - نقل كرده است .