آن آيات قرآن را كه از پيامبر مصطفى شنيده بود براى آنان نقل كرد . حيى در پى آن ، به همراه تنى چند از يهوديان نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - آمد دربارهء آيات سورهء بقره كه تلاوت كرده بود از او پرسيد .
حيى پس از آن كه مطمئن شد ماجرا صحّت دارد به آن حضرت گفت : خداوند قبل از تو پيامبران ديگرى مبعوث كرده و سراغ نداريم كه براى هيچكدام از آنان جز تو مشخّص كرده باشد كه سلطنت او چقدر به درازا مىكشد و امّت او چند سال پايدار مىماند . [ امّا در مورد تو ] الف برابر يك ، لام برابر سى ، ميم برابر چهل ، و مجموع آنها هفتاد و يك سال است ؛ آيا با اين وصف ما مىتوانيم به دين پيامبرى درآييم كه دوران حاكميت او و اجل امّت او هفتاد و يك سال است ؟
آن مرد يهودى در ادامه پرسيد : آيا جز اين نيز با خوددارى ؟
آن حضرت - عليه الصلاة و السلام - فرمود : آرى ، المص .
حيى گفت : اين سنگينتر و طولانىتر است : الف برابر يك ، لام برابر سى ، ميم برابر چهل ، و صاد برابر نود و حاصل آنها صد و شصت و يك است . آيا در كنار اين چيز ديگرى نيز هست ؟
پيامبر مصطفى در پاسخ فرمود آرى ، الر .
آن مرد يهودى گفت : اين سنگينتر و طولانىتر است : الف برابر يك ، لام برابر سى ، راء برابر دويست و حاصل دويست و سى و يك است . آيا در كنار اين چيزى ديگرى نيز وجود دارد ؟
زمانى كه پيامبر مصطفى المر را نيز ذكر فرمود حيى بن اخطب اين كلمه را هم بر مبناى حساب جمل تفسير كرد و متوجه شد كه برابر دويست و هفتاد و يك است .
وى در اين هنگام به تأمّل در اين رقم پرداخت و سپس برخاست ، در حالى كه به پيامبر - عليه الصلاة و السلام - مىگفت : حقيقت تو بر ما مشتبه شده تا آنجا كه نمىدانيم آيا اندكى به تو داده شده و يا بسيارى .
وى سپس همراه با تعدادى از يهوديان كه با او بودند بازگشت . در اين هنگام برادرش از او پرسيد ما چه مىدانيم ، شايد جمع اين ارقام به محمد داده شده است ؟
وى در پاسخ او مجموع اعدادى را كه همه حروفى كه شنيده بودند از آنها حكايت داشت حساب كرد و حاصل هفتصد و سى و چهار سال شد .
آنگاه يهوديانى كه همراه او بودند گفتند : واقعا حقيقت او بر ما مشتبه شده است .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص١٥٢