كه ميان اين دو با يكديگر تفاوت و امتيازى گذارند ، بلكه آنها را به عنوان « نظير » و « همانند » يكديگر آورند .
جرجانى - از علماى قرن پنجم هجرى - در رسالهء خود الشافية به مسئله اعجاز قرآن در جدلهاى متكلّمين و اختلاف و تنازع فرقههاى دينى مىپردازد و همهء شبهات كسانى كه اعجاز قرآن را به چيزى جز بلاغت آن برگرداندهاند ، بويژه شبهات معتقدان به صرفه ، را مورد توجه قرار داده است .
از آنجا كه از ديدگاه او بلاغت چيزى جز همان « نظم » نيست ، چنين اظهار مىدارد كه اعراب از آوردن همانندى براى آن در نظم ناتوان ماندند و « 34 » « تحدّى و مبارزه جويى قرآن در برابر آنان بر سر اين بود كه اگر مىتوانند در هر مضمونى كه مىخواهند گفتارى بياورند كه از نظمى به سان نظم قرآن يا نزديك به آن برخوردار باشد » . « 35 »
جرجانى عقيده دارد محال است تحدّى قرآن به آوردن كلمات مفرد يا معانى خاص لغوى و وضعى آنها باشد ، زيرا چنين چيزى براى آگاهان به زبان عربى ، امكان پذير مىگردد ؛ وى اين نظريّه را نيز ابطال مىكند كه نظم « به معنى آوردن كلامى هم وزن قرآن از نظر فصل و وصلهاى آن باشد ، چنان كه شاعرى قصيدهاى مىآورد و بدان وسيله به معارضه با قصيده ديگرى بر مىخيزد كه هم وزن و هم قافيه آن است » . « 36 »
و زمانى كه چنين چيزى محال باشد راهى جز آن نخواهد ماند كه بگويم اعجاز در نظم و تأليف است ؛ زيرا پس از آنچه ابطال كرديم وجه ديگرى براى اعجاز قرآن جز همان نظم نمىماند . « 37 »
وى آنگاه معنى نظم و تأليف را چنين تبيين مىكند :
نظم چيزى نيست جز مراعات معانى نحو و احكام نحوى موجود ميان كلمات ؛ و اگر براى هميشه زنده باشيم و در چنان عمرى طولانى فكر و انديشه خود را به تلاشى سخت وا داريم تا جز مراعات معانى نحو و احكام نحوى موجود ميان
هامش
( 34 ) الشافية ، در ضمن ثلاث رسائل فى الاعجاز ، ص 117 .
( 35 ) همان ، ص 141 .
( 36 ) همان ، ص 198 .
( 37 ) همان ، ص 201 .