تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
اكنون كه در پرتو رهنمود آنچه تو را بدان رهنمون شديم و از آن آگاهت ساختيم ، به تأمّل پرداختى ، بنگر كه آيا اثر اين نور را در دل خويش مىيابى و آيا مىبينى كه چگونه انديشه‌ات را در ميان گرفته ، در حسّ و وجدانت جريان يافته ، در گوشت و پوستت نفوذ كرده و بدين سان وجودت را از يقين نسبت به خود آكنده ساخته و تو را از سر ايمان و بصيرت به حقيقت خويش رهنمون شده است ؟ آيا مىبينى كه از سويى ترس تو را در ميان مىگيرد ، و به گونه‌اى لرزه بر تنت مىافتد و از جانبى احساس غرور خاصّى بر تو چيره مىشود ؟ آيا احساس مىكنى كه به سبب درك نكات لطيفى كه در آن يافته‌اى ، طرب و شادى تو را از جاى مىكند ؛ و نيز به خاطر آن شگفتيهايى كه در آن ديده‌اى ، سرور تو را به حركت مىآورد ؛ در دل خويش به سبب آن معرفتى كه برايت حاصل شده احساس عزّت مىكنى و بر اندامت لرزهء شوق و آرامش و آسودگى مىيابى و مىبينى كه در فضل پيشگام و سرآمد شده و در يقين خويش حقيقت يافته و از ديگران پيش افتاده‌اى ؛ و مىبينى كه جايگاه جاهلان به زير گامهاى غفلت و پرتگاهى كه بدان در غلتيده‌اند در زير سايهء ذلت و زبونى است ؛ و آنگاه آنان را بدان ديده كه بايسته و در آن جايگاه كه شايستهء آنان است مىبينى . اينها همه حقايقى است كه در پس تأمل در كلام الهى و نظام بديع و معانى و احكام شگفت آن فراهم آيد . اما اگر به سراغ آن بركت و نورى كه از اين كلام در عالم گسترده ، به سراغ آن ميمنت و نورى كه از اين كلام در آفاق جاى گرفته و سرانجام به سراغ عظمت و منزلتى كه براى اين كلام بر دلها نقش بسته به روى . . . آيا اين همه تو را به عظمت شأن و سنگينى كفّهء اين كتاب و منزلت والاى آن رهنمون نخواهد شد ؟ « 29 » نظم قرآن ، در مؤتلف و مختلف ، در فصل و وصل ، در افتتاح و اختتام ، و در هر راهى كه در پيش گرفته و هر بابى كه گشوده و هر طريقى كه بدان گام نهاده و هر سويى كه آهنگ آن كرده ، به دور از هر گونه اختلاف و تفاوت و عدم انسجام ، و چنان است كه خداوند آن را وصف كرده است : « و اگر اين كتاب جز از نزد خداوند مىبود در آن تفاوتهاى فراوان مىيافتند » ( نساء / 82 ) . اين در حالى است كه ديگر انواع كلام پيوسته در دگرگونى است و در هر لحظه رنگى به خود مىگيرد ؛ در جايى تو را در برابر يك بديع پسنديده قرار مىدهد و بلافاصله در پى آن قبيحى مستهجن مىآورد ؛ در جايى با چهره‌اى خوش و زيبا بر
هامش
( 29 ) همان ، ص 308 .