تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
روا بودن فرمان او [ - فرعون ] حكايت مىكنند بنگر ؛ آيا هر كدام از اين كلمات به خودى خود نقطه‌اى نورانى بر تارك كلام ، و به تنهايى درّى گرانبها نيست ؟ و در كنار آن ، از علوّ سلطنت و نفوذ قدرت حكايت دارد و جلوه‌اى از سرور قدرت را نمايان مىسازد و اوج شكست ناپذيرى را مىنمايد ، و روانى و سلاست را در كنار ترتيب و استوارى ، و سلامت را در كنار متانت و درخششى بىآلايش و نورانيّتى سرشار فراهم مىآورد . . . « 23 » سپس در آيه آيه و واژه واژهء قرآن بنگر ؛ آيا آنها را با همان نظم شگفت و ترتيب بديع كه گفتيم نمىيابى ؟ چه ، هر كلمه‌اى را « گر تنها بدان بنگرى ، در جمال و زيبايى در كرانه و در دلالت و محتوا آيت حقيقت خواهى ديد تا چه رسد به اين كه همتايانش قرين آن شوند و آنچه بدان تعلّق دارند و در جمال و نيكى به سان آن و در همان معنايند بدان ضميمه گردند . « 24 » شايد بدين ترتيب ، اگر در كار خويش به دام اشتباه گرفتار آمده و راه انديشه‌هايى موهوم را پيموده و يا خود را اسير گمانت كرده‌اى ، ديگر بار به عقل خويش باز گردى و آن خطا كه دارى بپوشانى . چه هنگام براى سخنورى ميسر شده است به اندازهء يك آيه از آيات قرآن اشيايى متفاوت را برگزيند و در كنار هم قرار داده ، با يكديگر آشتى دهد ، بىآن كه بر كلام او آثارى از رنج بيهوده در تركيب كلام خويش و يا نشانه‌هايى از به زور سخن راندن هويدا ، و يا در خطاب او آثار تكلّف و به رنج افكندن خود پديدار باشد ؟ هرگز چنين ميسّر نشده و هرگز ميسّر نخواهد شد ؛ كه روشنايى صبح ستارگان را درهم مىپيچد ، هر چند درخشان باشند و دريا همه رودها را در خود گم مىكند ، هر چند خروشان باشند . . . « 25 » از مصاديق كلام مؤتلف اين سخن خداوند است :
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ ، فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ
- « پس او و خانه‌اش را در زمين فرو برديم و در برابر خدا هيچ گروهى نبود كه او را يارى كند و خود نيز يارى خويش نمىتوانست » ( قصص / 81 ) . اين سه عبارت است و هر كدام گرانبهاتر از درّى ناياب . « 26 »
هامش
( 23 ) همان ، ص 286 . ( 24 ) همان ، ص 289 . ( 25 ) همان ، ص 290 . ( 26 ) همان ، ص 290 .