34 ) .
از ديگر فنون بديع فنّ ترصيع و آن خود بر چند گونه است . . .
از آن جمله است اين شعر امرؤ القيس :
مخش مجش مقبل مدبر معا * كتيس ظباء الحلّب العدوان
يعنى : در يك زمان هم حمله مىآورد و هم مىگريزد و هم روى مىكند و هم پشت مىنمايد به سان آهو برهاى بيابانى كه از سويى به سويى مىدود .
و از همين قبيل است بسيارى از مقدمات ابو نواس :
يا منّة امتنها السكر * ما ينقضى منى لها الشكر
يعنى : مستى چه منّتها كه بر من دارد : و هرگز سپاس آن به پايان نتوانم برد .
باقلانى پس از ذكر اين نمونهها شاهدى از قرآن براى ترصيع نياورده ، همچنان كه در تعدادى ديگر از فنون بديع نيز تنها به آوردن شواهدى از شعر و نثر عربى بسنده كرده و شاهدى از قرآن نياورده است ، فنونى از قبيل : مساوات ، مبالغه ، صحّت تفسير ، تكافؤ و كنايه و تعريض ، اعتراض ، رجوع ، استثناء و . . .
هنگامى كه ، در بحث باقلانى دربارهء فنون بديع ، به جستجوى نكتهاى در اسرار اعجاز و يا نكتهاى بلاغى در مورد شواهد قرآنيى كه آورده است بر مىخيزيد چنين گفتارى را پيش روى خود مىيابيد :
در اين كلمات قرآن بنگر ، كه هر كدام در نورانيّت و بلندى مرتبه به سان ستاره و در درخشش به سان ياقوتى در ميان دانههاى يك رشته است . « 22 »
در اين كلمات خداوند چه مىبينى كه مىگويد :
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ
- « فرعون در زمين طغيان و تكبّر پيشه كرد » ( قصص / 4 ) .
اين آيه در بردارندهء كلماتى است كه درخشش و روشنى آنها چنان است كه مىبينى ، و روانى و جلوهگرى آنها چنان كه مشاهده مىكنى ، و تابش و جلاى آنها چنان كه به عيان شاهدى و فصاحت آنها چنان كه مىدانى . . .
در اين كلمات چهارگانه كه در كنار يكديگر قرار گرفتهاند و از تجلّى قدرت و
هامش
( 22 ) همان ، ص 293 .