پيشواى شما نه گمراه شده و نه به راه كج رفته است و نه از روى خواستههاى دل سخن مىگويد . بلكه اين وحى است كه به او مىرسد » . ( نجم / 1 - 4 ) يكى ديگر از آنان نيز اين آيه را تلاوت و بدان استشهاد كرده است :
« وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
« گفته شد اى زمين آبى كه بر پهنهء توست فروكش ، و اى آسمان باريدن واگذار ؛ و آب فرو شد و كار به پايان آمد و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و ندا آمد كه نفرين بر طايفهاى كه ستمگرند » ( هود / 44 ) .
هرگاه شنوندهاى در مجموعهء اين آيات تأمل كند كه با
« وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ »
« اما اهل سعادت ، و آن اهل سعادت در چه حالند ؟ ! » [ واقعه / 27 ] آغاز مىشود در خواهد يافت كه اين كلام بر آن گفتارهاى فصيحى كه ما مىشنويم برترى فراوانى دارد ؛ و درك اين مسئله تنها براى كسانى با مشكل مواجه مىشود كه بهرهاى ندارند . « 11 »
بيشتر مباحثى كه قاضى عبد الجبّار در ادامه به آنها پرداخته است عبارتند از : پاسخ اشكالهاى مخالفان دربارهء قرآن « 12 » ، ابطال اين عقيده باطنيّه كه تنزيل يا ظاهر قرآن داراى تأويل و باطنى است « 13 » ، ابطال اشكال اين جماعت در مورد قرآن ، مبنى بر اين كه در اين كتاب هم از نظر لفظ ، هم معنا و هم انديشه ، تناقض و اختلاف وجود دارد « 14 » ، و تبيين نادرستى اشكال اين گروه پيرامون مسائلى چون تكرار ، تطويل و همانند آن در قرآن « 15 » .
قاضى در همهء اين موارد بنابر شيوه متكلّمان به بحث و استدلال و جدل مىپردازد ، و نه بنابر شيوه اهل بلاغت . به هر حال ، به عقيدهء ما او با قدرت به دفاع از اعجاز قرآن از نظر فصاحت پرداخته و مفهوم روشنى از « نظم » به ما ارائه داده است و آن اين كه مقصود از نظم صرفا طريقهاى ابداعى در ساختن و تركيب كلام كه با عرف اعراب نظم و نثر خود تفاوت داشته باشد نيست ، بلكه در كنار اين ويژگى ، قرآن برخوردار از مرتبهء خاصّى از فصاحت است كه اعراب آشنا با فنون سخن به مجرد شنيدن آن بدان معرفت مىيافتند ، بىآن كه گمان كنند آوردن همانند آن براى هر كه بخواهد ميسر مىگردد .
هامش
( 11 ) همان ، ص 314 .
( 12 ) همان ، صفحه 337 .
( 13 ) همان ، صفحه 363 .
( 14 ) همان ، صفحه 387 .
( 15 ) همان ، صفحه 397 .