ديگر مىدانيم پيامبر آنان را به هماوردى با سورههاى قرآن و نه فقط قسمتى از سورهها ، فرا خوانده است . « 20 »
اگر كسى اشكال كند و بگويد : اين را نيز احتمال بدهيد كه هر چند رويارويى [ در برخى از سورهها كه در بردارندهء اخبار غيبى نبوده ] امكان داشته ، اما اعراب گمان مىكردهاند كه پيامبر آنان را به هماوردى آن بخش از قرآن كه در بردارندهء چنين اخبارى مىباشد فرا خوانده است : چه ، اگر اين گمان نبود برخى از آنان در پى برخى از اخبار و ماجراهاى ايرانيان نبودند - اگر چنين اشكال شود - پاسخ داده خواهد شد : آنچه مىگوييد - چنانچه بيان خواهيم كرد - يكى از دلايل نبوّت است ، امّا رسول خدا - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - در اين جهت اعراب را به هماوردى قرآن فرا خوانده كه در مرتبهء خاصى از فصاحت است ، و نه در آن جهت كه شما گفتهايد ؛ و دليل اين امر را پيش از اين بيان كردهايم ؛ و علاوه بر اين ، روا نيست در اين مبارزه جويى آن شيوه و روشى كه ميان اعراب مرسوم بوده رها و به شيوه غير معمول ديگرى توسل شود ؛ چه اعراب مىدانستند هماورد طلبى و مبارزه جويى و مسابقه ، در ميدان سخنورى و سخن سرايى به چه شيوهاى صورت مىگيرد ، و مىدانستند آنچه در اين نوع از مسابقات معيار و ملاك مىباشد تنها مضمون و محتواى گفتار نيست ، بلكه مرتبهء كلام و فصاحت اصلىترين معيار است ؛ يا فصاحتى به طور عموم و يا فصاحتى در قالبى خاص و متمايز كه قبلا ذكرش گذشت .
بدين ترتيب آنچه گفتيم چنين اشكالى را دفع مىكند . « 21 »
علاوه بر اين ، بسيارى از صحابه به محض شنيدن آياتى از قرآن به اين معجزه ايمان آوردند و همچنين همهء آن طليعهداران پيشگام در پى نزول نخستين سورههاى وحى ، بلافاصله ايمان آوردند ، بىآن كه منتظر تحقق يافتن آنچه قرآن از وقوعش در آينده خبر داده است بمانند تا پس از آن چگونگى اعجاز بودن اين كتاب را درك كنند .
همين ايراد بر كسانى نيز وارد است كه گفتهاند قرآن از آن جهت معجزه است كه در بردارندهء اخبار گذشتگان و پيشينيان مىباشد . . . و وجه اعجاز نيز در اين صورت آن است كه همگان مىدانستند پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - درس نخوانده بود و هيچ چيز از كتب ، اخبار و ماجراها و سيرهء گذشتگان نمىدانست ، اما در همين حال ، قرآن او مجموعهاى از
هامش
( 20 ) المغنى ، ج 16 ، ص 20 .
( 21 ) همان ، ص 281 .