تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
براى نخستين بار پايه‌گذارى شده و اكنون مىبايست تبيين بيشترى يابد ، و اينجاست كه تفاوت [ قرآن با كلام بشرى ] در براعت و فصاحت روشن مىشود . افزون بر اين هنگامى كه مشاهده كنيد الفاظ با معانى و معانى با الفاظ دقيقا برابر است و هيچكدام بر ديگرى فزونى ندارد ، آن براعت آشكارتر و آن فصاحت كاملتر ديده خواهد شد . « 17 » همين شيوه تقريبا شيوهء اغلب كسانى است كه ارزشها و احكام قرآنى را يكى از وجوه اعجاز آن دانسته ، و در عين حال ، آن را از نظم اعجازى آن جدا نساخته و همهء توان خويش را در راه تأمّل هر چه بيشتر در بلاغت آن به كار بسته‌اند . از ديدگاه ما اعجاز قرآن در ارزشها ، آرمانها و احكامش محل اختلاف و مورد منازعه نيست ، اما چنان كه خطابى متذكر گرديده ، « اين امرى عام و فراگير نيست كه در هر يك از سوره‌هاى قرآن وجود داشته باشد ، و اين در حالى است كه مبارزه‌جويى تنها بر سر آوردن يك سوره همانند قرآن است ، و به علم ضرورى مىدانيم تك تك سوره‌هاى قرآن در بر دارنده همهء آن احكام ، مفاهيم ، آرمانها و آدابى كه گفته‌اند نيست » . « 18 » علاوه بر اين ، تشريع احكام چيزى است كه قرآن كريم در دوران مدنى - و پس از پايان يافتن مسئلهء مبارزه جويى قرآنى با آيهء بقره ، از اولين سوره‌هاى مدنى - آن را مورد توجه و اهتمام قرار داده است . همين سخنان را در مورد كسانى هم مىتوان مطرح كرد كه گفته‌اند اعجاز قرآن بدان است كه از رخدادهايى قبل از آن كه واقع شوند خبر داده و از امورى سخن گفته كه در نهان غيب قرار داشته ، اما بعدها اين رخدادها و اين امور درست همان گونه كه قرآن خبر داده صورت پذيرفته است . اين يكى از وجوهى است كه از سوى اشاعره به عنوان وجه اعجاز مطرح شده است ، « 19 » و هيچكس نيز ، حتى معتقدان به صرفه ، در اين مطلب با آنان اختلافى ندارد كه قرآن اخبارى صادقانه از رويدادهايى داده كه در آن زمان هنوز به وقوع نپيوسته بود ؛ به عنوان مثال پيشواى معتزليان [ يعنى معتقدان به صرفه ] مىگويد : « خبرهايى كه قرآن از غيب داده خود آيت و اعجوبه‌اى در اين كتاب است » .
هامش
( 17 ) باقلانى ، اعجاز القرآن ، ص 63 . ( 18 ) ثلاث رسائل فى الاعجاز ، ص 27 . ( 19 ) باقلانى ، اعجاز القرآن ، ص 48 - 51 .