تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
پيش از آن كه تشريع و احكام شريعت با پايان يافتن وحى در آخر دوران مدنى تكميل شود . هر چند آنان چنين نكته‌اى را صريحا مورد تذكر و توجّه قرار نداده‌اند ، اما شيوهء آنان از آن سخن مىگويد ، آنجا كه به ذكر « اشتمال بر ارزشها و احكام » در ميان وجوه اعجاز قرآن بسنده كرده ، سپس به تأمّل در اعجاز بلاغى قرآن پرداخته‌اند . بلكه حتّى آنان نتوانسته‌اند دو مسئلهء اشتمال قرآن بر احكام ، ارزشها و آرمانها را از نظم بليغ و اعجازيى كه ساختار و قالب قرآن را تشكيل مىدهد جدا كنند . به عنوان مثال ، خطابى در شرح اين وجه اعجاز مىگويد : بدان قرآن بدان سبب معجزه شده كه زيباترين الفاظ را در شايسته‌ترين ساختار و تركيب و در بردارندهء بهترين مفاهيم آورده است ؛ مفاهيمى چون يگانگى خداوند - عزّت قدرته - تنزيه او در صفات فرا خواندن مردم به طاعت او ، بيان شيوه پرستش او - يعنى امورى چون حليّت ، حرمت ، خطر ، اباحه - و اندرز و بيان ارزشها ، امر به معروف ، نهى از منكر ، راهنمايى به خويهاى شايسته و بر حذر داشتن از خويهاى ناشايست ، آن هم در حالى كه هر يك از اينها در جاى خود گذاشته شده به گونه‌اى كه هيچ چيز ديگر سزاوارتر بدان جا ديده نمىشود . . . مىدانيم آوردن چنين امورى و گرد آوردن چنين پراكنده‌هايى ، تا آن كه در كنار يكديگر شكل و انسجام گيرند ، كارى است كه قدرت بشرى از آن ناتوان است و قوايى كه انسان در اختيار دارد از عهده آن بر نمىآيد و به همين سبب است كه مردم در برابر آن درمانده‌اند . . . . « 16 » باقلانى در كتاب خود عباراتى چند در بيان « اعجاز معانيى كه قرآن در زمينه وضع شريعت و احكام ، و در استدلال بر اثبات اصل دين و پاسخ دادن به ملحدين در بر دارد » آورده ، و سپس به ذكر اين نكته پرداخته كه همهء اين مضامين و احكام در قالب آن الفاظ بديعى آمده كه در لطف و براعت با يكديگر هماهنگ ، و چنان است كه آوردن همانند آن بر بشر ناممكن و محال است ؛ چه اين كه مىدانيم انتخاب الفاظى براى بيان مفاهيم متداول و مسائلى كه ميان مردم و در زندگى آنان جارى است آسانتر و قابل دسترس‌تر از انتخاب الفاظ براى مفاهيمى ابتكارى و مسائلى تازه و ناآشناست . بنابر اين وقتى لفظى در عين تبيين مضمونى بلند خود نيز برجسته باشد زيباتر و خوشايندتر از آن خواهد بود كه در تبيين مضمونى متداول و مكرّر و مسأله‌اى ثابت كه همگان از آن تصور روشنى دارند برجستگى و زيبايى داشته باشد . آنچه بر اين زيبايى نيز افزوده ، تصرّفى بديع در وجوهى است كه در بردارندهء تأييد آن چيزى است كه
هامش
( 16 ) ثلاث رسائل فى اعجاز القرآن ، ص 27 . نيز رك : المغنى ، ج 16 ، ص 328 .