اهل سنّت در اين ترديدى ندارند كه اين وجه يكى از وجوه اعجاز است ، اما چنين چيزى - از ديدگاه آنان - عموميّت ندارد و در تك تك سورههاى قرآن تحقق نيافته است تا بگوييم تحدّى قرآنى با اتكا به اين اخبار غيبى است . بنابر اين ، مسئله چنان است كه خطابى مىگويد :
گروهى مدّعى شدهاند اعجاز قرآن در خبرهايى است كه در اين كتاب دربارهء پديدههايى متعلق به آينده آمده است ، چنان كه مىفرمايد :
« الم ، روميان در نزديكترين سرزمين مغلوب شدند و البته آنان پس از مغلوب شدن دگر بار غالب خواهند شد در مدت چند سال » ( روم / 1 - 4 ) .
و يا در آيهاى ديگر مىفرمايد :
« به اعراب باديه كه از جنگ خوددارى ورزيدهاند بگو به زودى به جنگ با مردمى كه سخت نيرومندند فرا خوانده خواهيد شد » ( فتح / 16 ) .
و اخبار ديگرى از اين قبيل كه به تحقق پيوسته است . . . .
مىگويم : ترديدى نيست كه چنين خبرهايى نوعى از انواع اعجاز قرآن است ، اما اين مسئله عموميت ندارد و در همهء سورههاى قرآن نيست ؛ در حالى كه مىدانيم خداوند هر سورهاى از سورههاى قرآن را اعجاز خوانده به گونهاى كه هيچكدام از انسانها نمىتوانند همانندى براى يكى از سورهها بياورند ، آنجا كه مىگويد : « اگر در آنچه بر بندهء خويش نازل كردهايم در ترديد هستيد سورهاى همانند آن بياوريد و جز خداى همهء حاضرانتان را فرا خوانيد ، اگر كه راست مىگوييد » ( بقره / 23 ) . در اين آيه به سورهء خاصّى اشاره نشده و همين دليلى است بر آن كه مقصود از اعجاز قرآن چيزى جز آن است كه گفتهاند .
قاضى عبد الجبّار معتزلى عقيدهء معتزله را در اين خصوص چنين بيان مىدارد كه اگر اين امر معيار و ملاكى بر صدق نبوّت دانسته شود ، صحيح است ؛ اما اگر گفته شود ملاك تحدّى به اعجاز قرآن نيز همين است ، دور از حقيقت خواهد بود . او مىگويد :
امّا اين سخن كسانى كه گفتهاند پيامبر - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - در اين امر كه قرآن در بردارندهء اخبار غيبى است اعراب را به هماوردى آن فرا خواند ، سخنى دور از حقيقت است ؛ زيرا پيامبر آنان را به اين مبارزه فرا خوانده كه اگر مىتوانند براى هر يك از سورههاى قرآن كه خود مىخواهند - بىآن كه سورهء خاصى را معيّن كرده باشد - همانند بياورند ؛ و اين در حالى است كه در همهء سورههاى قرآن چنين خبرهايى غيبى وجود ندارد [ تا نتوان از اين نظر براى آن همانندى آورد ] و از سوى
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص٨٨