بحث در اين كه قرآن معجزه مىباشد در مباحث كلامى و اسرار الهيّات شايستهء طرح است ؛ چرا كه اين بحث بدان مقام اختصاص دارد و از مهمترين قواعد مطروح در آن مباحث است ؛ زيرا اعجاز قرآن نشانى حاكى از نبوّت و تأييدى بر بنيانگذار شريعت بوده و خداوند تعالى آن را مظهر معجزه رسول خويش ، دليلى گواه بر نبوت او و برهانى بر صحت رسالتش قرار داده است .
وى سپس رابطهء استوار مباحث مربوط به بلاغت را با مسئله اعجاز مورد تأكيد قرار مىدهد ؛ از اين جهت كه « آن مباحث ابزار و وسيلهاى براى رسيدن به حقيقت سرّ اعجاز و متن اين مهم است ؛ و آن هدفى كه مقصود صاحبان خرد و انديشه مىباشد تبيين لطايف اعجاز ، درك دقايق آن و كشف دلايل حاكى از آن است » .
از همين جاست كه او مباحث بلاغى را مقدمهاى بر اين فصل كتابش كه در اعجاز است قرار مىدهد ، و از همين جاست كه - چنانچه در مقدّمهء كتاب خود نقل كرديم - شگفتى او از حال علماى بيان و چيره دستان اين فن پايان نمىپذيرد كه چگونه اين مسئله را مورد غفلت قرار دادهاند . « 25 »
شيوهء متأخران بر اين قرار گرفته كه همهء آنچه را سلف دربارهء اعجاز قرآن گفتهاند گرد آورند ، چنان كه سيوطى در الاتقان و شيخ محمد عبده در فصلى كه در موضوع اعجاز نوشته اين روش را در پيش گرفتهاند . عبده در اين فصل خاص از تا سير خود ، نخست اعجاز قرآن در سبك ، نظم و بلاغت و همچنين تأثير آن بر دلهاى مخاطبان را مورد بحث قرار مىدهد و پس از آن به اعجاز اين كتاب مىپردازد ، در زمينههاى خبر دادن از غيب ، بيان مفاهيم مورد نظر خود بدان گونه كه همهء كسانى كه در برداشت از آن با يكديگر اختلاف نيز دارند آن را مىپذيرند و با حق نيز هماهنگى دارد ، بر كنار بودن از هر گونه اختلاف ، اشتمال بر علوم دينى و قوانين اسلامى ، ناتوان ماندن زمان از نسخ و ابطال چيزى از آن و بالاخره ، آشكار كردن حقيقت مسائلى كه براى مردم ناشناخته بوده است . « 26 »
در اينجا به آن چيزى نمىپردازم كه برخى اخيرا آن را مورد بحث قرار داده ، نام « اعجاز علمى » را بر آن نهاده ، و بر همين اساس آياتى از قرآن را متناسب با موضوعاتى چون اكتشاف
هامش
( 25 ) الطراز ، ج 3 ، ص 368 .
( 26 ) تفسير الذكر الحكيم ، چاپ المنار ، ج 1 ، ص 198 .