تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
خود معجزه است و بشر نمىتواند همانندى براى آن بياورد ، و رويارويى با آن از توان او بيرون است ، مدّعا و مطلوب ما حاصل شده ؛ و اگر هم براى آنان امكان داشته كه با آوردن همانندى با قرآن مقابله كنند ، و در عين حال به رغم شدّت دشمنى با قرآن از اين كار سر باز زده‌اند ، همين خود دليلى بر آن خواهد بود كه اين كتاب از جانب خداوند است ؛ چه اين كه خداوند آنان را به رغم قدرت داشتن بر چنين كارى از آن منصرف و روى گردان ساخته است . هر چند آن گونه كه گفتيم و هر چند به اين دليل كه قرآن به خودى خود معجزه است و انسان نمىتواند به رويارويى آن برخيزد ، اين نظريّه قابل قبول نيست ، اما در عين حال مىتواند در مقام جدل و مماشات در آن و در مقام دفاع از حق با شيوه‌هاى جدلى مطرح شود . رازى در تفسير خود با همين نظريّه به اين پرسش پاسخ داده كه چگونه سوره‌هاى كوتاه قرآن از قبيل عصر و كوثر نيز اعجاز است . « 15 » بدين سان همان گونه كه مشاهده مىكنيد مسئلهء صرفه تنها در زمينهء جدل نظرى مطرح شده و معتزله نيز - پس از نخستين نسل از پيشوايانشان - سرانجام اين نظريّه را در اين مورد اختيار كرده‌اند كه اعتبار كردن صرفه به عنوان يكى از وجوه اعجاز هرگز مانع تأمّل در وجه ديگر اعجاز يعنى اعجاز بلاغى نمىشود . كسانى از غير معتزله هم كه در ذكر تمامى آراء متكلمان دربارهء اعجاز از نظريّهء صرفه نام برده‌اند ، بلافاصله پس از آن مسئلهء اعجاز بلاغى قرآن را مورد توجه و اهتمام قرار داده‌اند . گروهى گفته‌اند اعجاز قرآن به ارزشها ، آرمانها و احكامى است كه در آن مطرح شده ؛ و در اين صورت وجه ، اعجاز نيز آن است كه براى يك انسان درس نخوانده محال است در ميان مردمى درس نخوانده و در زمان و مكانى كه هرگز نتواند به آن افق بلند قرآنى نزديك شود ، چنان ارزشها ، آرمانها و احكامى بياورد . اين گروه نيز از اين حقيقت غافل نمانده‌اند كه بيان قرآن - يا نظم قرآن چنانچه برخى اين نام را به كار برده‌اند - همان چيزى است كه اعجاز بودن قرآن را در آغاز وحى بر همه اعراب تحميل كرده و مسئلهء تحدّى و مبارزه جويى اين كتاب مشركان را در دوران مكّى مخاطب خود ساخته و با آيهء سوره بقره - از نخستين سوره‌هاى مدنى - پايان يافته است ، يعنى
هامش
( 15 ) تفسير ابن كثير ، ج 1 ، ص 11 .