فردى از انسانها بر آوردن همانندى براى آن توانايى داشته است . متن عبارت او در الفصل چنين است :
هيچكس نگفته كه كلام غير خدا معجزه است . اما چون خداوند تعالى اين كلام - يعنى قرآن - را گفته و آن را كلام خود قرار داده و معجزه خويش ساخته و آوردن همانندى براى آن را ممتنع كرده . . . ، همين برهانى بسنده كننده است و به غير آن نيازى نيست .
فخر رازى خواسته است از كنار اين اختلاف نظر در مسئلهء اعجاز بگذرد . وى در تفسير آيهء مبارزه جويى قرآن در سورهء اسراء مىگويد :
عالمان در اعجاز قرآن دو نظريه دارند :
برخى از آنان گفتهاند : قرآن به خودى خود معجزه است ، اما برخى گفتهاند :
قرآن به خودى خود معجزه نيست ، ولى چون خداوند اراده و انگيزهء اعراب را از اين برگردانده كه همانندى براى آن بياورند و از ديگر سوى اين انگيزهها نيز انگيزههايى قوى بوده ، و در عين حال از آوردن همانند خوددارى ورزيدهاند همين « صرفه » [ باز داشته شدن اراده و انگيزه ] يك معجزه است .
عقيدهء ما در اين باب آن است كه مىگوييم : قرآن يا به خودى خود معجزه است و يا معجزه نيست ، اگر معجزه باشد اين همان مطلوب ماست ؛ اما اگر معجزه نباشد ، بلكه مىگوييد اعراب بر آوردن همانندى براى آن توانا بودهاند ، انگيزههايى قوى براى رويارويى با آن داشتهاند و هيچ مانعى و علّتى بازدارنده در كار نبوده - و بدين ترتيب لازم بوده است به رويارويى با آن برخيزند و برايش همانندى بياورند - در چنين صورتى ، همين كه با وجود اين شرايط همانندى براى قرآن نياورده و به رويارويى برنخاستهاند مسألهاى خلاف عادت و در نتيجه معجزه است . اين عقيدهاى است كه ما در اين مقوله اختيار مىكنيم » . « 14 »
ابن كثير اين اظهارات رازى را نقل كرده و گفته است چنين شيوهاى تنها در مقام جدل و مماشات در آن مىتواند صحيح باشد ، اما چنين چيزى در اينجا پذيرفته نيست ؛ زيرا قرآن به خودى خود معجزه است :
يكى از متكلمان مسئلهء اعجاز را به نحوى تبيين كرده است كه هم عقيدهء اهل سنّت و هم عقيده معتزله مبنى بر صرفه را در بر مىگيرد . او مىگويد : اگر قرآن به خودى
هامش
( 14 ) فخر الدين رازى ، التفسير الكبير ، چاپ اشرفيه ، 1323 ه ق ، ج 5 ، ص 446 .