نبوّت او چارهاى جز دانستن علم معانى و بيان نيست . « 11 »
اهل سنّت « 12 » به مخالفت با كسانى پرداختهاند كه به اعجاز به صرفه گرويده و بدان بسنده كرده ، در معجزهء پيامبر به تأمّل نپرداختهاند . خطابى پس از آوردن اظهارات معتقدان به صرفه مىگويد :
اين نيز يكى از وجوه نزديك به حقيقت - در ميان وجوه اعجاز قرآن - است ، ولى تنها مشكل آن است كه مدلول آيهء قرآن بر خلاف آن گواهى مىدهد ، آنجا كه مىگويد :
« بگو اگر جنّ و انس گرد هم آيند كه همانندى براى قرآن بياورند ، نتوانند برايش همانندى بياورند ، هر چند پشتيبان يكديگر باشند » .
اين آيه به چيزى اشاره دارد كه راه رسيدن به آن تحمّل رنج و تلاش ورزيدن و طريق آن آماده شدن و بسيج همهء توان خويش است ، در حالى كه آنچه مقصود از صرفهاى مىباشد كه وصفش كردهاند با اين صفت تناسب ندارد و همين دليلى است بر آن كه مقصود آيه چيزى جز صرفه مىباشد ؛ و البته خداوند خود به حقيقت امر آگاهتر است . « 13 »
خطابى اين عقيده را اختيار كرده كه براى انسان ، آوردن همانندى براى قرآن ناممكن است ، « زيرا قرآن برخوردار از بلاغتى اعجازى است و فصيحترين الفاظ را در قالب نيكوترين ساختار و تركيب و در دلالت بر شايستهترين مضامين آورده است » .
ابن حزم ظاهرى اين مطلب را پذيرفته است كه همين امر كه قرآن كلام خداوند تعالى است و همين كه او آن را معجزه قرار داده و آوردن همانندى را براى مردم ممتنع ساخته ، برهانى قانع كننده بر نبوت پيامبر است ؛ اما وى در عين حال منكر آن شده كه كسى مدّعى شده باشد
هامش
( 11 ) الكشاف ، ج 1 ، ص 30 .
( 12 ) مقصود از اصطلاح اهل سنت ، وقتى در برابر شيعه و ديگر فرقههاى غير سنى به كار نرود ، اشاعره است - م .
( 13 ) ثلاث رسائل فى اعجاز القرآن ، ص 22 .