تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
بر اين حالت بود پس بحرارت آفتاب خشك گشت و صلصال شد و بعد از چهل سال ديگر روح در او دميده شد و آنچه عطا از ابن عباس نقلكرده كه خلق آدم بعد مائة و عشرين سنه مؤيد اين است و در اينمدت هيچكس از ملائكه و جن او را بانسانيت ياد نميكردند و نميدانستند كه نام او چيست و فايدهء خلقت او چه خواهد بود و اينمعنى معلوم نداشتند كه استاد قدرت آئينه اى ميسازد كه مظهر اشعهء مفاتيح غيب باشد و در اقصاى مراتب ظهور بود و مرتبهء خلافت كبرى را شايد و عين مقصودات و منتهاى غايات باشد و خفايا بوجود او آشكار شود ، و عياشى باسناد خود از عبد اللَّه ابن بكير نقلكرده كه زراره گفت كه از ابو جعفر صلوات اللَّه عليه پرسيدم كه * ( لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ) * بچه معنى است فرمود كه كان شيئا و لم يكن مذكورا و از سعيد حداد روايت كرده‌اند كه آن حضرت فرمود كه كان مذكورا فى العلم و لم يكن مذكورا فى الخلق و عبد الاعلى مولى آل سام از ابو عبد اللَّه عليه السّلام نيز به همين طريقه روايت كرده ، و از حمران بن اعين مرويست كه ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمود كان شيئا مقدورا و لم يكن مكونا و در اين دلالتست بر آنكه معدوم معلوم است اگر چه مذكور نباشد و اشعار بر جواز اطلاق لفظ شيء بر معدوم و در خبر آمده كه اين آيه را نزد عمر خواندند گفت ليتها تمت يعنى كاشكى آدم بر اينحال بماندى و مخلوق نگشتى و مكلف نشدى و اولادى نياوردى تا بدام ابتلاء و امتحان گرفتار نشدى ، و در تفسير اهل البيت مذكور است كه مراد به انسان على بن ابى طالب عليه السّلام است و استفهام در معنى نفى يعنى هيچ زمانى بر اين انسان نگذشت كه او در آن زمان مذكور نبود بلكه هميشه مذكور و معروف بود و چگونه چنين نباشد آن كس كه نامش با نام خدا و رسول بر ساق عرش و بر درهاى بهشت و سرادقات عرش نوشته بودند پيش از خلق عالم چنان كه در كتاب مناقب خوارزمى مذكور است كه جابر بن عبد اللَّه انصارى از حضرت رسالت پناه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده كه مكتوب على باب الجنة لا إله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه على ابن ابى طالب أخو رسول اللَّه قبل ان يخلق السموات و الارض بالفى عام و سلمان فارسى نقلكرده كه سمعت حبيبى المصطفى محمّدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم يقول كنت أنا و علي نورا بين يدى اللَّه عز و جل مطيفا يسبح اللَّه ذلك النور و يقدسه قبل أن يخلق آدم باربعة عشر الف عام ، فلما خلق اللَّه آدم ركب ذلك النور فى صلبه فلم يزل فى شيء واحد حتى افترقنا فى صلب عبد المطلب فجزء أنا و جزء علي و نيز در آن كتاب مذكور است كه حسين بن علي عليهما السّلام از پدر بزرگوار خود نقل فرموده كه قال رسول اللَّه كنت أنا و على نورا بين يدى اللَّه من قبل ان يخلق آدم باربعة عشر ألف سنة فلما خلق اللَّه آدم سلك ذلك النور فى صلبه و لم يزل ينقله من صلب الى صلب حتى أقره صلب عبد المطلب ثم أخرجه من صلب عبد المطلب فقسمه قسمين قسما أقره فى صلب عبد اللَّه و قسما في صلب أبى -
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 94 | الملا فتح الله الكاشاني