تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
و بدانكه در افتتاح كلام الهى به حرف ( با ) و اختتام آن به حرف ( سين ) ( 1 ) سرى عزيز و نكته اى عجيب و غريبست چه اين هر دو حرف نزد تركيب بس است و عرب گويد بسك اى حسبك پس معنى چنين باشد كه حسبك من الكونين ما أعطيناك بين الحرفين ، يعنى كافى است ترا از هر دو آنچه به تو عطا كرده‌ايم از ميان اين دو حرف يعنى قرآن كفايت است از براى هر مؤمن و مؤمنه در تحصيل مرادات دنيويه و اخرويه بحسب تلاوت و توجه به آن و اشتغال بمطالعه آن و عمل بمامور و منهي آن ، از نوا در اتفاقيات آنست كه اين دو حرف در لغت فارسى هم بمعنى حسب آيد يعنى بسنده و حكيم سنايى در اين معنى گفته : ( بيت )
اول و آخر قرآن ز چه با آمد و سين يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بس
هامش
( 1 ) در عالم مشهود ما آخرين موجود كامل كه حركت مواليد بدان منتهى مىشود انسان است بلكه در قوس صعود انسان كامل آخرين مرحله است مطلقا پس انسان غايت همه حركات در عالم ملك و شهادت قرآن نيز بناس منتهى گشت . چون غايت همه حركات انسان است و در مواليد موجودى كاملتر از انسان نيست از اين جهت غايت است چون بايد غايت حركت بهتر از مبدء باشد . اگر حكيم چيزى را تغيير دهد براى حالى تغيير ميدهد كه بهتر از حال سابق باشد پس اگر انسان بسبب مرگ فانى شود همه حركات موجودات عبث است يعنى هيچ غايت ندارد و چون غايت است بايد باقى ماند يا بموجود بهترى تبديل شود . و خداوند در قرآن بما خبر داد كه خلقت او عبث نيست و البته انسان در ميعاد به خداوند تعالى باز ميگردد بالجمله خداوند بناس ختم فرمود و غايت سير صعودى هم بناس است .