تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣

سورة الانسان

و اين را سورة الدهر و سورة الأبرار نيز خوانند ، و اختلاف كرده‌اند در آنكه اين سوره مد نيست يا مكى جميع اماميه و معظم سنيه بر آنند كه مدنى است و عكرمه و كلبى گفته‌اند كه مد نيست الا آيهء وَلا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً كه مكيست و جماعتى ديگر قايلند كه آيهء إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تا آخر سوره مكيست و باقى مدنى ، و نزد جماعتى همهء آن مكيست ، و حق آنست كه همهء آن مد نيست چنان كه در اثناى سوره سمت بيان خواهد رفت و عدد آيات آن سى است باجماع امت . ابى بن كعب از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه هر كه سوره هَلْ أَتى بخواند اجروى بر خداى جنت و حرير باشد ، و ابو جعفر عليه السّلام فرموده كه هر كه هَلْ أَتى را در صبح پنجشنبه قرائت نمايد حق سبحانه صد حور العين عذراء و چهار هزار ثيب ايشان را به او تزويج نمايد و در بهشت با حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله باشد . بدانكه چون حضرت حق سبحانه و تعالى ختم سورة القيامة نمود بخلق انسان از نطفه كه دالست بر صحت بعث افتتاح اينسوره نيز به مثل آن كرده فرمود كه : ( 1 ) - * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتى ) * هل بمعنى ( قد ) است در استفهام خاصة ، و اصل آن أهلست بدليل قول الشاعر : ( أهل رأونا بسفح القاع ذي الأكم ) و استفهام از براى تقرير است و قد از براى تقريب است اى قد أتى قبل زمان قريب يعنى بتحقيق كه آمد پيش از اين به زمان اندك * ( عَلَى الإِنْسانِ ) * بر آدمى مراد جنس است * ( حِينٌ ) * هنگامى محدود و معين * ( مِنَ الدَّهْرِ ) * از زمان ممتد غير محدود * ( لَمْ يَكُنْ ) * در حالتى كه نبود آدمى * ( شَيْئاً مَذْكُوراً ) * چيزى ياد كرده شده چه او عنصر بوده و نطفه در اصلاب آباء و هيچكس نام او نميبرد و نميدانست كه او انسان خواهد بود ، و ميتواند بود كه اينصفت * ( حِينٌ ) * باشد نه حال از انسان و راجع محذوف باشد اى حين لم يكن فيه شيئا مذكورا كقوله تعالى يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِه يعنى هنگامى كه نبود آدمى در آن چيزى ذكر كرده شده و اكثر مفسران بر آنند كه مراد از انسان آدم عليه السّلام است كه چهل سال در ميان مكه و طايف افتاده بود قبل از نفخ روح در او و آن مدت در بعضى زمان خاك بود و در برخى ديگر گل و حمأ و صلصال و گفته‌اند كه چهل سال خاك بود و باران بر او ميباريد و بعد از آن مدت چهل سال ديگر گل بود و بمرور زمان متغير شد و حمأ گشت و چهل سال ديگر