تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
او با هم گويند كه سوق روح او كنيد بموضع جزاى او اگر از اهل جنت است بعليين و اگر از اهل نار است بسجين . ( 31 ) - * ( فَلا صَدَّقَ ) * اين عطفست بر يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ و ضمير راجع به انسان كه مذكور شد در آيهء أَ يَحْسَبُ الإِنْسانُ يعنى ايمان نياورد آدمى كه عدى است يا ساير كافران بروز بعث پس تصديق نكرد برسول يا به قرآن ، و در اكثر تفاسير آمده كه ابو جهل لعنة اللَّه را شدت عداوت با سيد المرسلين صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بيشتر از مشركان ديگر بود و حقتعالى در شأن او فرمود كه نگرويد ابو جهل بمحمد يا صدقه نداد از آنچه واجب از مال او بود * ( وَلا صَلَّى ) * و نماز مفروضه را نگذارد براى خدا ، يا پيروى نكرد پيغمبر را : ( 32 ) - * ( وَلكِنْ كَذَّبَ ) * و ليكن تكذيب كرد * ( وَتَوَلَّى ) * و برگشت از راه حق . ( 33 ) - * ( ثُمَّ ذَهَبَ ) * پس برفت * ( إِلى أَهْلِه ) * بسوى كسان خود * ( يَتَمَطَّى ) * در حالتى كه ميخراميد از روى افتخار كه من تكذيب و تولى كرده‌ام و تابع محمّد نشده‌ام ، اصل * ( يَتَمَطَّى ) * يتمطط بوده چه مفتخر در حال مشى مد خطوات خود مىكند و گامها را از يكديگر دور تر مينهد ، و يا آن كه از مطط مأخوذ باشد بمعنى ظهر زيرا كه ظهر خود را مىپيچيد در رفتن ، و در خبر آمده كه إذا مشت امتى المطيطاء و خدمتهم فارس و الروم فعد جعل بأسهم بينهم و بروايت ديگر تسلط بعضهم على بعض يعنى چون امت من بتبختر روند و روم و فارس خدمت ايشان كنند خوف و ترس در ميان ايشان واقع شود يا بر يكديگر مسلط گردند ، آن گه از غيبت بخطاب التفات نموده فرمود كه : ( 34 ) - * ( أَوْلى لَكَ ) * نيك سزاوار است مر ترا اى كافر معاند شدت هلاكت در دنيا * ( فَأَوْلى ) * پس سزاوار است ترا عذاب اليم در قبر : ( 35 ) - * ( ثُمَّ أَوْلى لَكَ ) * پس نيك سزاوار است ترا هول قيامت * ( فَأَوْلى ) * پس بغايت سزاوار است ترا خلود دوزخ ، حق سبحانه به جهت مبالغه چهار بار تكرار اين لفظ فرمود و اصل كلام در او اين است كه الذم اولى لك من تركه الا آنست كه حذف مبتدا و صلهء آن را لازم گردانيده‌اند و آن را در مقام ويل لك كه كلمهء عذابست استعمال كرده‌اند ، و گويند كه آن به اين معنى است كه و ليك المكروه و قرب منك و بيضاوى آورده كه * ( أَوْلى لَكَ ) * بمعنى ويل لك است مأخوذ از ولى و اصل آن اينست كه اولاك اللَّه ما تكرهه ، و لام مزيده است هم چنان كه در ردف لكم ، و بعضى گفته‌اند كه آن افعلست مأخوذ از ويل پس از باب قلب باشد چون أدنى كه از دون مشتق است يا فعليست از آل يؤل بمعنى عقباك النار ، و بعضى چنين تفسير كرده‌اند كه وليك الشرّ فى الدنيا و ليك ثم و ليك الشرّ فى الآخرة