أى ينظرون عطاياه انتظار الحجاج ظهور الهلال ، و آيهء فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ مصرحست به اين معنى .
وجه دوم آن است كه إِلى در الى ربها حرف جر نيست بلكه واحد آلاء و بمعنى نعم است و قال الاعشى :
أبيض لا يرهب الهزال و لا
يقطع رحما و لا يخون إلى
اى و لا يخون نعمة من أنعم عليه ، پس معنى آنست كه نعمة ربها منتظرة ، و كسى را نرسد كه گويد نظر بمعنى انتظار از اقوال متأخرين است و احدى از متقدمين بر اين نرفته بلكه اجماع امت بر متأخرين سبقت نموده در آنكه نظر بمعنى انتظار نيست ، زيرا كه مىگوئيم لا نسلم كه اين اجماعى باشد به جهت آنكه دانسته شد كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه و مجاهد و حسن و غيرهم بر ايناند كه مراد اينست كه ( تنتظر الثواب ) وجه سوم اينست كه لفظ نظر جايز است كه متعدى به ( إلى ) باشد گاهى كه نظر بمعنى انتظار باشد اگر چه مسلم داريم كه لفظ انتظار مستعمل به ( إلى ) نميشود هم چنان كه رؤيت بمعنى نظر كه متعدى به ( الى ) است در كريمهء أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ با آنكه نميگويند رأيت الى فلان پس اجراى كلام بر معنى انتظار باشد نه بر لفظ انتظار و اجراى اين كلام بر معنى نه لفظ در كلام شايعست كما قال الفرزدق : ( و لقد عجبت إلى هو از ان أصبحت ) كه عجبت به الى متعدى شده زيرا كه بمعنى نظرت است ، و قول دوم آنست كه معنى آيه آنست كه مؤملة لتجديد الكرامة كما يقال عينى ممدودة الى اللَّه و الى فلان ، و أنا شاخص الطرف الى فلان ، و چون عيون بعضى از اجزاى وجوه است فعلى كه به عين واقع مىشود به او اضافه نموده شده و اين قول ابو مسلم است ، قول سوم آنست كه معنى بر اين وجه است كه انهم قطعوا آمالهم و اطماعهم عن كل شيء سوى اللَّه و يرجونه دون غيره ، پس مراد اينست كه حق سبحانه در اين آيه كنايت فرموده از طمع به نظر و اين اقوال متقاربند در معنى . و بنا بر آنكه نظر به معنى انتظار باشد اختلاف كردهاند كه اين در چه وقت خواهد بود بعضى گفتهاند كه بعد از استقرار اهل ايمان باشد در جنت و جماعتى ديگر بر آنند كه قبل از استقرار خلق باشد در جنت و نار پس هر فريقى منتظر آن چيزى باشند كه از اهل آن باشند و اين اختيار قاضى عبد الجبار است . و جمهور اهل عدل گفتهاند كه جايز است كه نظر محمول شود بر هر دو معنى يعنى تقليب حدقه و انتظار هر دو باشد فكانه قال سبحانه انهم ينظرون الثواب المعد لهم فى الحال من انواع النعم و ينتظرون بأمثالها حالا بعد حال ليتم لهم ما يستحقونه من الاجلال ، و حمل يك لفظ بر كلا المعنيين در حالت واحده