تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
بهر تقدير به خداوند فلق پناه بايد گرفت . ( 2 ) - * ( مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ ) * از بدى آنچه آفريده است از موذيات انس و جن و سباع و بهايم يعنى از بدى آن چيزى كه مكلفان ميكنند از معاصى و مآثم و اضرار بعضى ببعضى از ظلم و بغى و قتل و حرب و شتم و غير آن و از بدى آنچه غير مكلفان ميكنند مانند اكل و نهش و لذع و عض كه از سباع و حشرات و بهايم صادر مىشود و از بدى هدم و غرق و حرق و تردى و سميت نباتات و معادن و غير ذلك ، و ابو حمزهء ثمالى و على بن ابراهيم نيز در تفسير خود آورده‌اند كه * ( ما خَلَقَ ) * عامست در جميع مخلوقاتى كه از ايشان ضرر باشد و تقدير اين است كه من شر الاشياء التي خلقها اللَّه تعالى مثل السباع و الهوام و الشياطين و تخصيص عالم خلق باستعاذه از آن به جهت انحصار شرّ است در آن ، چه عالم امر محض خير است و اصلا بشايبهء شريت مشوب نيست و شر عالم خلق اختياريست و طبيعى ، اختيارى يا لازم است چون كفر و يا متعدى چون ظلم و طبيعى آن مانند احراق نار است و اهلاك سموم . ( 3 ) - * ( وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ ) * و از بدى شر شب تاريك * ( إِذا وَقَبَ ) * چون در آيد تاريكى آن در هر چيزى و بهمهء آنها فرا رسد اصل غسق در لغت بمعنى امتلاء است يقال غسقت العين اذا امتلأت دمعا و غسقت الجراحة امتلأت دما و گويند كه بمعنى سيلان است ، پس غسق ليل انصباب ظلام آن است و غسق عين سيلان دمع آن ، و وقوب بمعنى دخول ظلام در هر شيئى چنان كه به اين مفسر شد ، و تخصيص شب به جهت كثرت مضار است در آن و تعسر دفع آنچه فساق اكثر در شب اقدام بفسق مينمايند ، و هوام و سباع نيز در شب ايذاء بيشتر ميرسانند ، و تسميه هوام بطوارق ليل به اين اعتبار است و به جهت كثرت مضار در ليل گفته‌اند كه ( الليل أخفى للويل ) و يقال ايضا : أغدر الليل لانه اذا أظلم كثر فيه الغدر ، و اسناد شر به آن به جهت ملابست آن است بشر يعنى حدوث شر در آن ، و نزد بعضى وقوب بمعنى غروب شمس است يقال وقبت الشمس اذا غابت ، و فى الحديث لما رأى النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم الشمس قد وقبت قال هذا حين حلها يعنى وقت حلول صلوة المغرب و بنا بر اين مراد بغاسق آفتاب باشد ، و وجه تسميه امتلاى آن است يعنى از شرّ آفتاب چون فرو رود و نزد جمعى ديگر مراد به آن قمر است كه منخسف شده باشد و وقوب آن دخول آن است در حوت يعنى از شر ماه چون گرفته شود ، و گويند مراد به * ( غاسِقٍ ) * مار سياهست و * ( وَقَبَ ) * بمعنى ضرب و نقب آن است يعنى از شر مار سياه و زدن و نيش رسانيدن او ، و نزد جماعتى * ( غاسِقٍ ) * بمعنى ثرياست و وقب آن غروب آن يعنى از شر ثريا كه فرو رود و اين وقت شدت اسقام و آلام است ، و گفته‌اند كه * ( غاسِقٍ ) * هر چيزيست كه هجوم كند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 405 | الملا فتح الله الكاشاني