بصرر رسانيدن در هر وقتى كه باشد .
( 4 ) - * ( وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ ) * و از شر دمندگان يعنى زنان كه كلمات سحر مىگويند و ميدمند * ( فِي الْعُقَدِ ) * در گرهها يعنى دختران لبيد ، و نفث بمعنى نفخست باريق . و ابو مسلم گفته كه مراد بنفاثات زنانىاند كه ابطال عزايم رجال ميكنند بحيل و صرف آراى ايشان از مراد خودشان بارائه محاسن خود بايشان و عرض كردن نفس خود بر ايشان و ايشان را مفتون خود ساختن پس نفث در عقد مستعار باشد از تلين عقده بنفس ريق تا حل آن آسان شود ، و ببايد دانست كه سحر را تأثيرى نيست بر مذهب حق و ضررى كه بحسب ظاهر عارض مىشود يا بسبب اطعام شيء مضار است يا سقى آن يا اشمام آن و يا بسبب آنكه اعتقاد تأثير آن موجب تشويش خاطر و فلق قلب است و آنچه مثل اين باشد جايز است . پس مراد باستعاذه از شر نفاثات يا استعاذه است از عمل ايشان كه آن صنعت سحر است و از اثم ايشان در آن و يا استعاذه از فتنه انداختن ايشان مردمان را بسحر خود بخداع باطل ايشان و فريب دادن ايشان مردمان عوام را از نفع و ضرر و خير و شر آن و تصديق جهله قول باطل ايشان را و تعظيم نمودن آنها را به اين عمل و توهم كردن به آنكه ايشان مسخّر جناند و عالم بعلوم غيبيه و اين موجب ضرر و فساد است در دين اسلام و به جهت اين حق سبحانه امر فرموده بتعوّذ از شر ايشان :
( 5 ) - * ( وَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ ) * و از شرّ حسود * ( إِذا حَسَدَ ) * چون ظاهر كند حسد خود را و بمقتضاى آن عمل نمايد كه آن ايقاع غوايلست بر محسود چه اگر آن را مخفى دارد ضرر آن جز بوى عايد نيست كه آن اغتمام او است بسرور محسود ، مراد يهوداند و آنانى كه بر حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و ذريه او حسد داشتند و ميتواند بود كه مراد بشر حاسد اثم او باشد و سماجت حال او در وقت حسد او و اظهار اثر آن ، و تخصيص اين صفات از ميان انواع شرور به جهت آنست كه آن عمده است در اضرار انسان بلكه حيوان به غير خود و ختم شرور به اين صفت دالست به آنكه حسد بدترين صفات رديه است ، چنان كه از ابن عباس مرويست كه اگر در عالم بدتر از شر حسود چيزى بودى حق سبحانه ختم اينسوره را به آن كردى و اول خطيئه كه در آسمان واقع شد حسد ابليس بود بر آدم عليه السّلام و نخست گناهى كه در زمين صادر گشت حسد قابيل بود بر هابيل و گويند مراد شر نفس حاسد و عينين او است چه چشم زخم اثر كلى دارد چنان كه مشهود و معروفست ، و در حديث آمده
العين حق
يعنى اثر چشم بد محقق الوقوع است و شمه اى از اين در اوراق سابقه مذكور شده ، و نيز در حديث واقع شده كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روزى بگورستان بقيع ميگذشت فرمود بخدايى كه مرا به حق بخلق
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٠٦