نشده باشد و حق سبحانه رسول را بر اين تمويه مطلع ساخته باشد تا اين اخبار از غيب دلالت بر صدق دعوت نبوت او كند و چگونه تصديق روايت مذكوره توان كرد و حال آنكه اگر مشركان قادر مىبودند هر آينه آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و ساير مؤمنان را بسحر ديوانه ميساختند بلكه هلاك ميساختند به جهت شدت عداوت ايشان باهل ايمان پس حق آنست كه سحر در آن حضرت اثر نكرده جبرئيل عليه السّلام او را به اين فعل قبيح اخبار كرده به جهت آنكه معجزهء آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله بوده باشد بعد از آن حضرت جبرئيل عليه السّلام اين دو سوره آورد كه :
( 1 ) -
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ ) * بگو اى محمّد كه پناهى ميگيرم * ( بِرَبِّ الْفَلَقِ ) * بآفريدگار صبح و مدبر آن و يطلع آن ، خطاب به آن حضرت است و مراد جميع امت ويند ، و فلق در أصل لغت بمعنى فرقست يقال فى المثل هو أبين من فلق الصبح و من فرق الصبح ، و منه قولهم سطع الفرقان إذا طلع الفجر ، و تخصيص لفظ رب از ساير اسماء ديگر به جهت آنست كه آن اوقعست در اين مقام زيرا كه اعاده از مضار از قسم تربيت است و تسميهء صبح بفلق به جهت آنست كه ظلمت ليل از آن مفلوق و مفروق مىشود پس فعل بمعنى مفعول باشد يعنى مفلوق عنه ، و اين قول ابن عباس و جابر و حسن و سعيد بن جبير و مجاهد و قتاده است ، و گويند مراد همهء ممكناتست چه حق سبحانه ظلمت عدم را از آنها منفلق بنور ايجاد كرده خصوصا آن چيزى كه منفلق شده باشد از اصلى چون انفلاق اولاد از اصلاب آباء و أرحام امهات و انفلاق أرض از حبوب و نوى و ساير نباتات و جبال از عيون و سحاب از أمطار و غير ذلك ، و تخصيص آن بصبح هم چنان كه قول ابن عباس است و غيره به جهت خصوص آن است بصبح بحسب عرف و ديگر آنكه صبح متضمن تغير حال است و تبدل وحشت ليل بسرور نور و محاكات از فاتحه روز قيامت و اشعار به آنكه هر كه قادر باشد بر آنكه ظلمت ليل را بنور صبح زايل گرداند قادر خواهد بود كه زايل سازد از عائذ آنچه از آن خايف باشد و نزد سدى فلق چاهيست در جهنم ، و مرويست كه يكى از أصحاب سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله بشام رفت و خانهاى أهل ذمه را ديد كه مزين و منقش بود و ايشان در نهايت سعت رزق بودند و متنعم و مترفه بأنواع نعم و مشغول لهو و لعب و الحان و نغم گفت ( لا أبالى أ ليس من ورائهم الفلق ) چه مىشود مرا آيا نيست در پس ايشان فلق گفتند فلق چيست گفت
بيت فى جهنم إذا فتح صاح جميع أهل النار من شدة حره
خانه ايست در دوزخ كه چون در آن را بگشايند همهء اهل دوزخ از شدت حرارت آن بفرياد آيند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 404
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٠٤