كه متعلق باشد بمحذوفى كه حال استضعاف كفار مر اهل اسلام را و استقلال ايشان دال باشد بر آن فكانه قال لا يزالون على ما هم عليه من استضعافهم للمسلمين و استقلالهم لعدد انفسهم حتى اذا رأوا ما يوعدون * ( فَسَيَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانند چون عذاب موعود را ببينند كه از گروه مؤمن و مشرك * ( مَنْ أَضْعَفُ ) * كيست ضعيفتر * ( ناصِراً ) * از جهت يار و مدد كار * ( وَأَقَلُّ عَدَداً ) * و كمتر از روى عدد يعنى معلوم ايشان شود كه ناصر كه قوىتر و بيشتر است و ياور كه ضعيفتر و باريكتر و كمتر است ، كفار بعد از استماع اين آيه گفتند كه آيا اين موعود كى خواهد بود آيه آمد كه :
( 25 ) - * ( قُلْ ) * بگو آنچه وعده داده شده است راست و درست است و لا محاله واقع خواهد شد چه خلاف در وعده خداى محالست و ليكن وقت آن بر من مخفيست * ( إِنْ أَدْرِي ) * نميدانم * ( أَ قَرِيبٌ ما تُوعَدُونَ ) * آيا نزديكست آنچه وعده داده شدهايد از عذاب به اين معنى كه در هر آنى از آنات حاليه محتمل الوقوعست * ( أَمْ يَجْعَلُ لَه رَبِّي ) * يا گردانيده است و مقرر كرده از براى آن پروردگار من * ( أَمَداً ) * زمانى كه مدت آن دراز باشد ( 1 ) :
( 26 ) - * ( عالِمُ الْغَيْبِ ) * اوست دانندهء پوشيده * ( فَلا يُظْهِرُ ) * پس آشكارا نسازد و مطلع نگرداند * ( عَلى غَيْبِه ) * بر غيبى كه مخصوص است بعلم او * ( أَحَداً ) * يكى را .
( 27 ) - * ( إِلَّا مَنِ ارْتَضى ) * مگر آن كسى را كه پسنديده و برگزيده باشد * ( مِنْ رَسُولٍ ) * از فرستاده * ( مَنِ ) * مبين * ( مَنِ ) * است يعنى مگر رسول خود را كه بر بعضى از آن اطلاع دهد به توسط ملك و مشاهدهء او بر حسب مصلحت و حكمت تا معجز وى باشد ، مراد حضرت رسالت است يا مطلق انبياء عليهم السّلام و چون صدور معجزات و ظهور مغيبات از ائمهء هدى عليهم الصلاة و التسليمات بواسطهء اعلام و اخبار سيد مختار بوده و الهامات وارده از حضرت عزت توسط ملك پس آيه مذكوره نافى آن نباشد چه تخصيص غيب مذكور به آن حضرت از حيثيت ظهور غيب است از آن حضرت بدون واسطهء بشريت مطلقا پس اينكه صاحب كشاف در تفسير اين آيه تعريض نموده به اين وجه كه الا الذى يرتضى للنبوة
هامش
( 1 ) مراد آنست كه آنچه وعده داده شدهايد ( از عذاب در روز قيامت ) حتما و يقينا واقع خواهد شد لكن من نميدانم آيا نزديك است هنگام وقوع آن يا آنكه پروردگار من براى وقوع آن امر موعود زمان دور و درازى قرار داده و مخفى نماند كه مراد از قرب در اين آيه شريفه غير از قربيست كه در سورهء انبياء فرموده است * ( اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ ) * و در سورهء قمر فرموده * ( اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ ) * چه مراد از قرب در اينجا قرب حقيقيست يعنى هنگامى كه قيامت بر پا مىشود براى ما معلوم نيست كه حقيقة نزديكست يا دور است ولى مراد از اقتراب در آن دو آيهء شريفه قرب تنزيلى و تمثيليست بدين معنى كه چون آنچه از عمر دنيا باقى مانده كمتر است از آنچه سپرى شده است و بدين مناسبت اين مدت را آخر الزمان و حضرت ختمى مرتبت صلى اللَّه عليه و آله را پيغمبر آخر الزمان گويند .