به من رساند از مرض و عرض انواع ابتلا و محن كسى مرا حمايت نتواند كرد و از آن نتواند رهانيد * ( وَلَنْ أَجِدَ ) * و نيابم هرگز * ( مِنْ دُونِه ) * بجز او سبحانه * ( مُلْتَحَداً ) * پناهى كه روى به دو آرم و از آن بليه نجات يابم .
( 23 ) - * ( إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّه ) * اين استثنا است از * ( لا أَمْلِكُ ) * چه تبليغ از قسم ارشاد است و نفع ، و ما بين مستثنى منه و مستثنى جمله معترضه است كه مؤكد نفى استطاعت است و بيان عجز و * ( مِنَ اللَّه ) * صفت بلاغست اى بلاغا كاينا من اللَّه نه صلهء آن زيرا كه صله آن ( عن ) است
كقوله صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بلغوا عنى و لو آية
پس * ( مِنَ ) * در اينجا به بمنزلهء * ( مِنَ ) * است فى قوله تعالى بَراءَةٌ مِنَ اللَّه يعنى مالك ضرر و نفع نيستم بشما مگر رسانيدنى كه از جانب خداست يعنى مگر آنكه گويم كه خداى چنين ميگويد و نسبت دهم قول او را به او نه قول غير او را به او * ( وَرِسالاتِه ) * و پيغامهاى او يعنى اداى احكامى كه به من ارسال فرموده ، و مىتواند بود كه * ( بَلاغاً ) * بدل مُلْتَحَداً باشد يعنى نمييابم پناهى و نجاتى مگر پيغام رسانيدن از او ، و محتملست كه * ( إِلَّا ) * در اصل ان لا بوده باشد و إن إن شرطيه باشد و ما قبل او دليل جواب و تقدير اينكه ( ان لا أبلغ بلاغا ) يعنى كسى مرا زنهار ندهد از عذاب خداى اگر نرسانم رسانيدنى از خداى و أداء نكنم پيغامهاى او را ، و صاحب طبرسى آورده كه چون مغايرت ميان معطوف و معطوف عليه لازم است پس اولى آنست كه مراد ببلاغ توحيد و عدل او باشد و ساير صفات ثبوتيه و سلبيه و مراد به رسالات أداء شرايع و احكام يا آنكه معطوف عليه محذوف باشد و تقدير اين باشد كه إلا بلاغا من اللَّه و آياته و رسالاته يعنى مگر رسانيدن از خداى علامت وحدانيت او را يا معجزاتى را كه مصدق دعوى نبوت من باشد و پيغامهاى او را و چون حق سبحانه در اين آيات بيان فرموده كه سواى اطاعت او ملجئى از عذاب او نيست در عقب آن ذكر وعيد نموده ميفرمايد كه * ( وَمَنْ يَعْصِ اللَّه ) * و هر كه نافرمانى كند خداى را در پرستش او * ( وَرَسُولَه ) * و فرستاده او را در امر و نهى * ( فَإِنَّ لَه ) * پس بدرستى كه مر او راست * ( نارَ جَهَنَّمَ ) * آتش دوزخ * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه جاويد ماندگان باشند در آن * ( أَبَداً ) * هميشه ، تأكيد خلود است يعنى هرگز از آن خلاصى نيابند ، توحيد ضمير اولا و جمع او ثانيا نظر بلفظ * ( مِنَ ) * است و معنى آن و قوله :
( 24 ) - * ( حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ ) * متعلقست بقوله يَكُونُونَ عَلَيْه لِبَداً يعنى مشركان متظاهرند بر عداوت پيغمبر و مستضعف انصار او و مشغول بكثرت عدد و عدد خود تا وقتى كه ببينند و مشاهده كنند آنچه وعده داده ميشوند كه آن واقعهء بدر است و مغلوب شدن ايشان در آنجا بر دست اهل اسلام و يا عذاب جحيم و عقاب اليم در نشاءه آخرت و ميتواند بود
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩