او نزديك بود كه ايشان به جهت تظاهر و تعاون يكديگر بر عداوت او ازدحام نمايند بر ايذاء و آزار او و كسانى كه * ( أَنَّه ) * بكسر ميخوانند ميگويند كه اين از قول جن است ، و بدانكه ايثار * ( عَبْدُ اللَّه ) * بر رسول اللَّه يا بر النبى به جهت آنست كه اين كلام در موقع كلام رسول واقع شده زيرا كه تقدير بر اينوجه است كه و أوحى إلى أنه لما قام عبد اللَّه پس به جهت تواضع و تذلل اين اسم در مقام رسول و نبى آورده شده و يا به جهت اشعار به آنچه مقتضى قيامست به آنكه عبوديت است و ايماء به آنكه عبادت بنده خداى را امرى نيست كه از عقل مستبعد و مستنكر باشد تا بر آن ازدحام بايد نمود ، و در آثار آمده كه آن حضرت را هيچ نام خوشتر از اين نيامدى چه به شرط عبادت و عبوديت بر وجهى آن حضرت قيام نموده كه هيچكس را قدرت اقامت بر آن نمانده لا جرم در وقت عروج آن حضرت در منازل ملكى به اين اسم مذكوره شده كه سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِه و بهنگام نزول قرآن از مدارج فلكى به همين نام نامزد گشته كه تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِه ( 20 ) -
* ( قُلْ ) * بگو اى محمّد بمشركان * ( إِنَّما أَدْعُوا ) * جز اين نيست كه ميخوانم يعنى مى - پرستم * ( رَبِّي ) * پروردگار خود را * ( وَلا أُشْرِكُ بِه ) * و انباز نميگيرم به دو * ( أَحَداً ) * يكى را و اين امر بديع و منكر نيست كه موجب تعجب شما شود يا اتفاق شما بر مقت و عذاب من ، و جماعتى از قراء ( قال ) بصيغهء ماضى خواندهاند و معنى اينكه گفت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بجنيان نزد ازدحام و تعجب ايشان كه نيست آنچه مشاهدهء آن ميكنيد از پرستيدن خداى و واگذاشتن شركاء امرى كه از آن متعجب بايد شد بلكه تعجب از كسى است كه داعى غير خدا باشد و فراگيرندهء شركاء از براى او و گفتهاند كه اين كلام جنيانست مرقوم خود را بر سبيل حكايت از قول پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم .
( 21 ) - * ( قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ) * بگو بدرستى كه من مالك نيستم از براى شما * ( ضَرًّا ) * دفع ضررى * ( وَلا رَشَداً ) * و نه رسانيدن خير و صلاح يعنى قدرت ندارم بر آنكه ضرر و نفع بشما رسانم چه بحقيقت ضار و نافع خداست نه غير او و گويند ضر بمعنى غى است كه ضد رشد است يعنى استطاعت ندارم كه شما را از ضلالت بر برشاد آرم چه من مأمورم به تبليغ رسالت و دعوت بدين اسلام و هدايت برشاد نه به غير آن اينكلام متضمن اعترافست بعبوديت و اضافهء حول و قوة به او سبحانه و بنا بر معنى اخير تعبير از احدهما باسم آن و از ديگرى باسم سبب آن يا مسبب آن اشعار است بارادهء كلا المعنيين كه آن غوايت و مضر تست .
( 22 ) - * ( قُلْ إِنِّي ) * بگو بدرستى كه من * ( لَنْ يُجِيرَنِي ) * هرگز زنهار ندهد مرا و در پناه خود نگيرد * ( مِنَ اللَّه أَحَدٌ ) * از عذاب خداى يكى يعنى اگر خداى خواسته باشد كه ضررى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٨