تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
كه بر بالاى آن درخت رفتى و ميوه هاى آن چيدى اگر احيانا ميوه اى از آن درخت بيفتادي اطفال همسايه آن را برداشتندى آن مرد فى الحال به پائين آمدى و آن را از ايشان بگرفتى و اگر ايشان آن را در دهن داشتندى انگشت در دهن ايشان كردى و بيرون آوردى مرد همسايه شكايت او را به حضرت رسالت عرض نمود آن حضرت صاحب آن درخت را طلبيد و گفت اى مرد فلان نخلهء خود را كه شاخ آن به خانه همسايه تو آويخته به من به فروش بنخله اى كه در بهشت به تو دهم آن شخص گفت مرا نخلستان بسيار هست و اين نخله بهترين نخلات است و خاطر من بسيار به آن متعلق است و به جهت اين فروختن آن را با خود قرار نميتوانم داد ابو دحداح چون اين سخن را از حضرت پيغمبر بشنيد گفت يا رسول اللَّه اگر من اين نخله را از او بخرم تو از من ميخرى به آن درختى كه در بهشت به او ميدادى فرمود آرى آن را از تو ميخرم بنخله اى از نخلات بهشت كه به او ميدادم پس ابو دحداح نزد آن مرد رفت و طلب بيع آن كرد آن شخص گفت تو ميدانى كه پيغمبر آن را از من ميخريد بدرختى كه در بهشت به من دهد و من به جهت آنكه آن درخت بهترين نخلات من بود و دل بستگى تمام به آن داشتم بوى نفروختم اما اگر تو آن را بر وفق مدعاى من ميخرى به تو مىفروشم ابو دحداح گفت مدعاى تو چيست گفت اينكه آن را به كمتر از چهل نخله نفروشم ابو دحداح هر چند الحاح ميكرد به كمتر از چهل درخت راضى نميشد پس آن درخت را بخريد از وى بخرماستانى كه مشتمل بر چهل درخت بود كه در مدينه داشت و مردمان را بدان گواه گرفت بعد از آن نزد حضرت پيغمبر رفت و گفت يا رسول اللَّه آن نخله را از صاحبش خريدم آن حضرت آن را از ابو دحداح بخريد بدرختى كه در بهشت بوى دهد پس بسراى آن همسايه رفت و گفت اين نخله را بخشيدم به تو و بعيالان تو حق سبحانه اين سوره را فرستاد و در آن بيان فرمود كه سعى آدمى مختلف است يعنى سعى انصارى كه از براى دنيا بود و سعى ابو دحداح كه از براى آخرت بود پس قوله فَأَمَّا مَنْ أَعْطى ابو دحداح است كه آن درخت را بخرما ستانى بخريد و به رسول فروخت و به اين جهت در ظل ظليل اشجار بهشت قرار گرفت و قوله وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ مرد انصاريست كه بخيلى كرد و آن درخت به رسول نفروخت و به جهت آن به عذاب نيران گرفتار شد و مال او عذاب را از او دفع نكرد و اين روايت مذكوره از عطا نيز منقولست كه و چون خصوص سبب موجب تخصيص حكم نميشود چنانچه در علم اصول مقرر شده پس هر كه متصف بصفت ابو دحداح و آن مرد انصارى بوده باشد در اينحكم داخل خواهد بود ، عياشى باسناد خود از سعد اسكاف نقل كرده كه ابو جعفر عليه السّلام در تفسير اين سوره فرمودند كه فَأَمَّا مَنْ أَعْطى ) * مما آتاه اللَّه وَصَدَّقَ بِالْحُسْنى اى بان اللَّه يعطى بالواحد عشر الى اكثر من ذلك - و فى رواية اخرى - الى مائة الف فما زاد فَسَنُيَسِّرُه لِلْيُسْرى قال لا يرد شيئا من الخير الا يسر اللَّه له وَأَمَّا مَنْ