گفت من و امير المؤمنين در غزوهء عشيره در خواب بوديم در جايى كه درختان بسيار نشانده بودند و خاك بسيار داشت به خدا سوگند كه ما را هيچكس بيدار نساخت مگر حضرت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه پاى مبارك خود را بر ما زد و ما را بيدار گردانيد و به جهت بسيارى گرد و خاك اعضاى ما خاك آلوده شده بود آن حضرت فرمود كه
أ لا اخبر كما باشقى الناس رجلين
شما را خبر كنم به دو مردى كه بدبخت ترين مردمانند گفتم
بلى يا رسول اللَّه قال حمير ثمود الذى عقر الناقة و الذى يضربك يا على على هذه و وضع يده على قرنه حتى تبل منها هذه و اخذ بلحية
يكى سرخك قبيله ثمود است كه ناقه صالح را پى كرد و ديگر آن كسيست كه تيغ زند بر اين موضع تو اى على و اشاره فرمود بر فرق او تا آنكه تر سازد از خون اين موضع را و لحيهء مبارك او بگرفت ، و در روايت ثابت شده كه قدار اشقر موى بود و ازرق چشم و كوتاه بالا و ملتزق الخلق لعنة اللَّه عليه و على اتباعه .
سورة الليل
مكيست و بيست و يك آيت است باتفاق علماء و ابى بن كعب از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده كه هر كه اين سوره را بخواند حق سبحانه به او چندان عطا كرامت فرمايد كه بيحساب باشد و به آن خرسند و راضى شود و او را از عسر و تنگى عافيت دهد و جميع امور دنيوى و اخروى او را سهل و آسان گرداند ، و بروايت ديگر مهمات دارين را از براى او كفايت كند و او را با صلحاء و شهداء حشر فرمايد .
و ببايد دانست كه چون حق سبحانه در سورهء سابق بيان حال مؤمنان و كافران نمود در اين سوره نيز به مثل آن افتتاح كرد و مؤكد ساخت آن را به قسم بر طريق مذكور و فرمود كه :
( 1 ) -
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَاللَّيْلِ ) * سوگند بشب * ( إِذا يَغْشى ) * چون بپوشد آفتاب را يا روشنى روز را يا جميع عالم را بظلمت خود كقوله وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشاها و يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ و غاسِقٍ إِذا وَقَبَ .
( 2 ) - * ( وَالنَّهارِ ) * و سوگند بروز * ( إِذا تَجَلَّى ) * چون آشكار گردد بزوال ظلمت شب يا متبين و منكشف شود بطلوع آفتاب ، و چون وجود ليل و نهار از اعظم نعم الهىاند زيرا كه اگر عالم هميشه متصف بظلام ميبود بندگان را طلب معاش ممكن نمىبود و اگر پيوسته مضيء