تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
كه مواخذه نمىشود هيچ احدى عذاب انسان ديگر را كقوله وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى حق سبحانه در وقت موت مؤمن يا در وقت بعث او يا در حين دخول او در جنت با او خطاب كند بكيفيتى كه با موسى عليه السّلام در طور خطاب نمود يا به زبان ملكى فرمايد كه : ( 27 ) - * ( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ) * اى نفس آرام گرفته بذكر من و فارغ و مستغنى از غير من ( 1 ) كه شاكر بودى در نعمت و صبر نمودى در بليه يا ايمان آورنده از سر اطمينان و يقين بدون خلجان ريب و اختلاج شك در وحدت من يا ايمنى از خوف و حزن و عتاب و عذاب من . ( 28 ) - * ( ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ ) * باز گرد بسوى موعد پروردگار خود * ( راضِيَةً ) * در حالتى كه پسند كننده باشى آنچه به تو دهند يا شاكر و صابر بودى در دنيا بدانچه به تو رسيده بود يا خشنودى بافعال خود كه مشاهده ثواب آن ميكنى * ( مَرْضِيَّةً ) * پسنديده شده نزد خداى بعملى كه كرده . ( 29 ) - * ( فَادْخُلِي ) * پس در آى * ( فِي عِبادِي ) * در زمرهء بندگان شايستهء من و منتظم شود در سلك ايشان . ( 30 ) - * ( وَادْخُلِي جَنَّتِي ) * و در آى در بهشت من با ايشان با زمرهء متقربان پس مستضىء شو بنور ايشان چه جواهر قدسيه مانند مرآت متقابله‌اند ، اضافهء عباد و جنة به خود به جهت اشعار است بر تشريف و تعظيم و گويند مراد بنفس روح است و معنى آنكه داخل شو در اجساد عباد من كه از آن مفارقت كرده بودى ، و صالح بن حسان گفته كه اين آيه نازل شد در وقتى كه حمزة بن عبد المطلب عليه السّلام را كفار در احد شهيد كردند ، و قول ديگر آن است كه دربارهء حبيب بن عدى نزول يافته در حينى كه اهل مكه او را بدار كشيدند و روى او را بمدينه كردند او گفت كه ( اللهم ان كان لى عندك
هامش
( 1 ) ما در پاورقى ص 78 ذكر كرديم كه حكماء و عرفاء و صوفيه و متكلمين در حقيقت نفس ، بسيار سخن گفته و مذاهب عديده اى اختيار كرده‌اند و فيض كاشانى در بعض مؤلفاتش چهارده مذهب در اين باره نقل فرموده است و بهر حال مراد از نفس در اين آيه و هم در بسيارى از آيات ديگر ظاهرا همان جوهر ملكوتى و نفس ناطقهء انسانى و حقيقت آدميست كه آن را در فارسى روان گويند و در بعض آيات قرآن و بسيارى از روايات تعبير از آن بروح و قلب نيز شده است و علماء اخلاق و تهذيب نفس به لحاظ احوال و اطوار نفس از براى آن مراتب و درجاتى قائل شده و در هر جا باعتبار حيثيتى از حيثيات ، عددى براى آن درجات ذكر نموده‌اند و در اينجا اقتباس از قرآن كريم كرده گويند : نفس انسانى بر سه گونه است ( 1 ) نفس اماره ( 2 ) نفس لوامه ( 3 ) نفس مطمئنه و ما در آنجا معانى اين سه لفظ را توضيح داده و بيان كرديم كه نفس مطمئنه آنست كه بسرحد يقين رسيده و در برابر عوامل دنيويه و مشتهيات نفسانيه داراى طمأنينه و آرامش باشد و ملايمات و ناملايمات دنيا آن را مضطرب و پريشان نسازد اكنون گوئيم كه اين ثبات و اطمينان حاصل نشود مگر براى آن نفسى كه داراى ايمان كامل و پيوسته به ياد پروردگار باشد چنانچه فرمود * ( أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) * .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 246 | الملا فتح الله الكاشاني