تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
فتقول مالى و لك يا محمّد فقد حرم اللَّه لحمك على و لا يبقى احد إلا قال نفسى نفسى و ان محمّدا يقول رب امتى امتى يعنى بيارند دوزخ را هفتاد هزار فرشته و بكشند آن را به هفتاد هزار زمام و به همين طريق او را بعرصات آرند ، و در روايتى ديگر واقع شده كه جمره ايرا از جمرات دوزخ به هفتاد هزار زمام بمحشر حاضر سازند پس يك شرر از آن شررها بجهد كه اگر فرشتگان دفع آن نكنند جمله اهل قيامت را بسوزد پس من متعرض دوزخ شوم او بسخن در آيد كه اى محمّد مرا با تو چه كار حق سبحانه گوشت تو را بر من حرام گردانيده و نزد آن حال هيچكس نماند الا كه گويد نفسى نفسى و محمّد گويد اى پروردگار من امتى امتى بفرياد امت من رس و چون كافر مفرط بيند كه پند گرفتن سود ندارد و اثرى بر تذكر مترتب نميشود از روى حسرت و ندامت . ( 24 ) - * ( يَقُولُ ) * گويد * ( يا لَيْتَنِي ) * كاشكى من * ( قَدَّمْتُ ) * پيش ميفرستادم عمل خيرى * ( لِحَياتِي ) * براى زندگانى من در اين عالم يا در وقت حيات من در دنيا و بنا بر معنى أخير لام بمعنى ( فى ) باشد از براى توقيت كقول الشاعر ( جئت لعشر ليال خلون من رجب ) اين آيه ابين دليل و امتن حجت است بر آنكه اختيار در دست مكلف است و معلق به قصد و ارادهء او و محجور نيست از طاعات و مجبر بر معاصي هم چنان كه مذهب اهل اهواء و بدعت است و اگر نه اظهار تحسر بيوجه ميبود و ذكر تأسف بىمعنى . ( 25 ) - * ( فَيَوْمَئِذٍ ) * پس آن روز * ( لا يُعَذِّبُ عَذابَه ) * عذاب نكند كسى را مثل عذاب خداى * ( أَحَدٌ ) * هيچ يكى از مردمان . ( 26 ) - * ( وَلا يُوثِقُ ) * و بند نكند بسلاسل و أغلال هيچكس را * ( وَثاقَه ) * مانند بند كردن خداى * ( أَحَدٌ ) * هيچ يك مراد آنست كه در روز قيامت متولى عذاب خداى و وثاق او نباشد شخصى غير از او سبحانه زيرا كه همهء امر خداى را باشد و ميتواند بود كه ضمير الْوَثاقَ و عذاب راجع به انسان باشد يعنى هيچ احدى از زبانيه عذاب نكند شخصى را مانند عذاب كردن آدمى كافر را و هيچكدام از ايشان به سلاسل بند نكند كسى را مانند بند كردن او را و بنا بر قرائت يعقوب و كسايى يُعَذِّبُ و * ( يُوثِقُ ) * بصيغهء مجهول ضمير راجع بانسانست و معنى اينكه عذاب كرده نميشود مثل عذاب كردن آدمى و بند كرده نميشود مثل بند كردن او يا آنكه عذاب نكند احدى در دنيا مثل عذاب خداى در آخرت و بند نكند مثل بند كردن خداى در آن سراى چه عذاب و وثاق او أشد و أصعب است از جميع انواع عذاب و وثاق و مراد به انسان صنفى است از اصناف كفار كه متناهى در كفر و عناد باشند و گويند مراد شخص معين است كه آن ابى بن خلف است چنان كه در بعضى روايات آمده يا آنكه معنى اين باشد