العرض و غير محترم در آن پس بنا بر اين اين بلد را حرمتى نباشد تا به آن سوگند توان خوردن و اينقول مرويست از ابو مسلم ، و نيز از حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام مأثور است كه
كانت قريش تعظم البلد و تستحل محمّدا فيه فقال لا اقسم بهذا البلد
يعنى قريش تعظيم اين بلد ميكردند و استحلال عرض پيغمبر مينمودند حق سبحانه اين آيه فرستاد و فرمود اى محمّد با وجود عظم حرمت تو ايشان قصد استحلال تو ميكنند در آن و اخراج ترا از آن حلال ميدانند هم چنان كه صيد را در غير حرم حلال ميدانند و حال آنكه در آن قاتل پدر خود را مؤاخذه نميكنند و پوست درخت حرم را به گردن خود ميآويزند پس ايمن مىشوند از قصاص و غيره و هيچكس متعرض ايشان نمىشود به جهت ملاحظهء حرمت حرم ، حاصل كه چون ايشان مستحل عرض آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بودند و استحلال غير او تجويز نميكردند حق سبحانه به اين آيه ايشان را عتاب فرمود و عيب كرد ، بعد از آن عطف كرد بر اينقسم مقسم به ديگر را و فرمود :
( 3 ) - * ( وَوالِدٍ ) * و سوگند به پدر يعنى آدم كه ابو البشر است و خليقهء او اعجب از خليقه ذريت ويست يا ابراهيم عليه السّلام كه پدر حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم است و بانى كعبهء معظمه است در مكه شريفه * ( وَما وَلَدَ ) * و به آنچه زاده است آن را آدم كه جميع ذريت وىاند كه عمار ارضاند يا انبياء و اوصياء و اتباع ايشان و اينقول ابو عبد اللَّه عليه السّلام است و بنا بر آنكه مراد بوالد ابراهيم عليه السّلام است مراد بولد يا عربند كه از اولاد ويند و مكرم و معز زاند و مختص به آن بلد و يا حضرت رسالت پناه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و تنكير والد به جهت تعظيمست و ايثار ( ما ) بر ( من ) به جهت معنى تعجبست كما فى قوله تعالى وَاللَّه أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ و گويند مراد به * ( والِدٍ وَما وَلَدَ ) * هر ولد است كه بودهاند و خواهند بود و بر هر تقدير جواب قسم اينست كه :
( 4 ) - * ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ ) * بدرستى كه ما آفريديم آدمى را * ( فِي كَبَدٍ ) * در سختى و رنج واصله من قولك كبد الرجل كبدا فهو أكبد اذا وجعت كبده و انتفخت ، و بعد از آن آن را استعمال كردهاند در هر تعب و مشقت بر سبيل اتساع و تجوز و مكابده از اين مشتق است و شبهه نيست در اينكه آدمى بانواع تعب و مشقت گرفتار است و در مبدء و منتهى از ظلمت رحم و مضيق آن و تولد و رضاع و فطام و معاش و تكليفات شرعيه و موت و بعث و حساب و عقاب و غير آن از ساير مصائب دنيا و شدائد آخرت ، و مقسم از ابن عباس روايت كرده كه كبد بمعنى استوا و استقامتست يعنى آفريديم آدمى را منتصب القامه و ايستاده بر هر دو پاى خود بر خلاف حيوانات ديگر كه ايشان بر وى افتاده به راه ميروند ، و نزد بعضى مراد بكبد شدت امر و نهى است و معنى آنست كه ما آدمى را خلق كرديم از براى آنكه متعبد شده در عبادات شاقه تا بداند كه دنيا دار مشقت و محنتست و جنت دار رياض
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٤٩