( 1 ) -
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لا أُقْسِمُ ) * البته سوگند ميخورم * ( بِهذَا الْبَلَدِ ) * بدين شهر يعنى مكه و چون سوگند نخورم به اين شهر ؟ ! ( 2 ) - * ( وَأَنْتَ حِلٌّ ) * و حال آنكه تو فرود آمده اى * ( بِهذَا الْبَلَدِ ) * بدين شهر و با آنكه مكه موضع من و مثاب خلق و ميقات حج و مكان بيت الحرام و محل ابراهيم و اسمعيل عليهما السلام نيز هست قسم را مقيد ساخت بحلول حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در او به جهت اظهار مرتبهء فضل آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و اشعار بر آنكه مرتبه و مزيت و شرف مكان بسبب مرتبه و شرف اهل آنست يعنى اين شهر به جهت آنكه مولد تو در اينجا است و در او نزول اجلال نموده اى شايستهء آنست كه بوى سوگند خورند و بعضى گفتهاند كه معنى آنست كه قسم به اين بلد در حالتى كه تو حلالى به اين يعنى بر تو حلالست آنچه كسى ديگر را حلال نبوده و نيست از قتل و اسر و اين در ساعتى از روز فتح مكه بود كه حق سبحانه به او امر نمود كه كافران مكه را بكشد و اسير كند پس در آن ساعت ابن حنظل را بكشت و حال آنكه دست در آستانه كعبه زده بود و مقيس بن صبابه را و غيره بقتل رسانيد و بعد از آن فرمود
ان اللَّه حرم مكة يوم خلق السموات و الارض فهى حرام الى أن تقوم الساعة لم تحل لاحد قبلى و لن تحل لاحد بعدى و لم تحل لى الا ساعة من نهار فلا يعضد شجرها و لا يختلى خلاها و لا ينفر صيدها و لا تحل لقطتها الا لمنشد
يعنى بدرستى كه حرام گردانيده حق سبحانه مكه را روزى كه بيافريد آسمان و زمين را پس مكه حرامست تا آنكه قيامت قايم شود حلال نبوده مر هيچ كس را كه پيش از من بوده و هرگز حلال نشود مر كسى را كه بعد از من باشد و مرا حلال نيست مگر يك ساعت از روز كه حلال بود ، پس شجر آن را قطع نمى - بايد كرد و گياه تر او را نبايد بريد و صيد آن را نتوان رهانيد و لقطهء آن حلال نيست مگر مر كسى را كه تعريف آن كند ، عباس فرمود يا رسول اللَّه اذخر را استثناء فرما كه آن محتاج اليه است مر قيون ( 1 ) و قبور و بيوت ما را حضرت فرمود
إلا الاذخر
و بنا بر اين تفسير آيه از قبيل سبق نزول حكمتست بر فعل چه فتح مكه بعد نزول اين آيه واقع شده پس * ( أَنْتَ حِلٌّ ) * بمعنى استقبال باشد از قبيل تسميهء شيء باسم ما يؤل و نظير اينست آيه إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ و مثل اين در كلام عرب واسع است كما تقول لمن تعده الاكرام و الحباء انت مكرم و محبوء و در كلام خداى باتفاق امت اوسعست زيرا كه احوال مستقبله نزد او سبحانه در حكم حاضر و مشاهد است و نزد بعضى ديگر معنى آيه آنست كه سوگند نميخورم به اين بلد و حال آنكه تو حلالى در آن و منتهك الحرمة و مستباح
هامش
( 1 ) قيون جمع قين است مانند عين و عيون و قين بمعنى آهنگر است . [ . . . ]