تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
( 16 ) - * ( وَأَمَّا إِذا مَا ابْتَلاه ) * زيرا كه در اين تقدير است كه : و اما الانسان اذا ما ابتليه تا موافق قسيم او باشد كه حق و او آنست كه آنچه بعد از * ( أَمَّا ) * اولى و ثانيه واقع شده باشد متقابلان باشند پس معنى آيه آن است كه اما آدمى چون بيازمايد پروردگار او را به فقر و فاقه و درويشى * ( فَقَدَرَ عَلَيْه ) * پس تنگ سازد بر او * ( رِزْقَه ) * روزى او را . * ( فَيَقُولُ رَبِّي ) * پس گويد از روى جزع و ناشكيبايى آفريدگار من * ( أَهانَنِ ) * خوار كرد مرا يعنى گمان برد كه سبب هوان او فقر است و به جهت اين گويد كه خدا مرا به فقر خوار گردانيد ، خلاصه معنى آنست كه آدمى به جهت اشتغال او بحطام دنيا و لذات آن و اهتمام او به آن كرامت خود را بتوانگرى داند و اهانت خود را بدرويشى و اين از قصور نظر و قلت فهم است و تدبر چه بحسب حقيقت كرامت بطاعت است و مذلت به معصيت كقوله إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ و تقتير گاهى مؤدى بكرامت دارين است ، و توسيع گاهست كه مفضى باشد باستدراج هم چنان كه نسبت باعداء كه موجب انهماك است در حب دنيا و لهذا او را به دو قول مذمت كرده و ردع نموده و فرمود كه : ( 17 ) - * ( كَلَّا ) * يعنى نه چنان است كه آدمى تصور كرده از كرامت بغنا و اهانت به فقر ، در كشاف آورده كه اگر كسى سؤال كند كه چرا حق سبحانه نگفت كه ( فأهانه و قدر عليه رزقه ) هم چنان كه فرموده كه فَأَكْرَمَه وَنَعَّمَه تا هر دو قول مقابل يكديگر باشند گوئيم زيرا كه بسط كرامتست از خدا ببنده كه آن عبارتست از انعام او سبحانه ببنده بر سبيل تفضل بدون سابقه و اما تقتير اهانت نيست زيرا كه اخلال بتفضل اهانت نميباشد بلكه ترك كرامت است و گاه هست كه مولى مكرم عبد خود است و مهين او و گاهست كه غير مكرمست و غير مهين پس عدم اكرام مستلزم اهانت نباشد و لهذا اگر زيد هديه اى به تو انعام كرد مىگويى أكرمنى بماله و اگر اهداء نكرد نمىگويى أهاننى و لا أكرمنى ، و اگر سؤال كنى كه حق سبحانه تصحيح اكرام خود كرده و اثبات آن نموده و فرموده فَأَكْرَمَه و بعد از آن انكار اينقول كرده و ذم آن نموده بقوله رَبِّي أَكْرَمَنِ هم چنان كه انكار اين قول نموده كه أَهانَنِ و بر آن مذمت كرده و هر دو ضد يكديگرند گوئيم انكار حق سبحانه بقول بنده كه رَبِّي أَكْرَمَنِ و ذمّ آن بر آن به جهت آنست كه بنده آن را گفته است بر قصد خلاف آنچه حقتعالى تصحيح آن كرده و اثبات آن نموده به اينكه قصد كرده به آنكه حقتعالى آنچه به او داده به جهت كرامت او است نزد حق سبحانه و استحقاق و استيجاب او هم چنان كه عادت افتخار و جلالت اقتدار مردمانست نزد خودشان كقوله إِنَّما أُوتِيتُه عَلى عِلْمٍ عِنْدِي و حال آنكه اعطاى او سبحانه بر وجه تفضل است بدون استيجاب و سابقه نه بسبب أنساب و احساب كه ايشان به آن