* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * در كشاف آورده كه در بعضى از روايات آمده كه شبى حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم با عم خود ابو طالب نشسته بود ناگاه ستارهء بدرخشيد و شعله عظيمى از وى ظاهر شد ابو طالب بترسيد گفت اين چه چيز است آن حضرت صلوات اللَّه عليه بفرمود كه اين ستاره ايست كه ديو را از آسمان ميراند و نشانه ايست از قدرت الهى فى الحال جبرئيل نازل شد بدين سوره كه :
( 1 ) - * ( وَالسَّماءِ ) * سوگند به حق آسمان كه در غايت ارتفاع است و عظمت * ( وَالطَّارِقِ ) * و سوگند بكوكب ظاهر شونده در شب ، اصل طارق در لغت بمعنى سالك طريقست و در عرف مختص شده بآينده در شب و بعد از آن مستعمل گشته از براى چيزى كه ظاهر شود در آن .
( 2 ) - * ( وَما أَدْراكَ ) * و چه چيز دانا گردانيد ترا تا بدانى كه * ( مَا الطَّارِقُ ) * چيست طارق .
( 3 ) - * ( النَّجْمُ الثَّاقِبُ ) * ستارهء است درخشنده فروزان چون شعلهء آتش كه از غايت درخشندگى گوئيا ثقب مىكند تاريكى شب را و در آن نفوذ مينمايد ، يا ثقب افلاك مىكند و مراد به آن اسم جنس است يا شهب ثاقبه كه رجم شياطين مينمايند ، و بنا بر اين ميتواند بود كه طارق از طرق مأخوذ باشد بمعنى صك و دق و منه المطرقة لانه يدق بها و الطريق لان المارة تدقه و يا كوكب معهود است بثقب و آن زحل است كه در غايت لمعان است ، و نزد بعضى ثريا است و گويند كه اين قمر است و تعبير از آن بنجم ثاقب اولا به وصف عام كه آن طارق است و تفسير آن ثانيا بقوله * ( النَّجْمُ الثَّاقِبُ ) * به جهت اظهار فخامت شأن آنست چه آن از عجيب قدرت و لطيف حكمت او سبحانه است ، و لهذا قال في موضع آخر فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَإِنَّه لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ و جواب قسم اينست كه .
( 4 ) - * ( إِنْ كُلُّ نَفْسٍ ) * نيست هيچ نفسى * ( لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ ) * الا كه بر او رقيبى و نگهبانى هست و او حق سبحانه است كقوله تعالى وَكانَ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً و يا فرشته اى كه نگاه ميدارد قول و عمل او را و احصاى آن مىكند از خير و شر كما قال ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْه رَقِيبٌ عَتِيدٌ و قوله عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ و قوله لَه مُعَقِّباتٌ - الاية مروى است از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه
وكل بالمؤمن مائة و ستون ملكا يذبون عنه كما يذب عن قصعة العسل الذباب ، و لو و كل العبد الى نفسه طرفة عين لاختطفه الشيطان
يعنى صد و شصت فرشته بر هر مؤمنى موكلند كه آفات و بليات و شر شياطين را از او دفع ميكنند هم چنان كه مگس از كاسهء عسل
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢١٠