روز ظاهر گردد سرائر افعال از خير و شر و ضمائر قلوب از كفر و ايمان .
( 10 ) -
* ( فَما لَه ) * پس نباشد مر انسان را كه منكر بعث و نشور است * ( مِنْ قُوَّةٍ ) * هيچ توانايى در نفس او تا عذاب را از خود باز دارد * ( وَلا ناصِرٍ ) * و نه يارى كه بمدد كارى او عقاب از خود دفع نمايد بعد از آن از براى تأكيد امر قيامت قسمى ديگر ذكر مىكند كه :
( 11 ) - * ( وَالسَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ) * سوگند به آسمان كه خداوند باز گرديدنست يعنى باز گردنده است در هر دوره بموضعى كه از آن حركت كرده و نزد بعضى مراد برجع خمسهء متحيره اند و گفتهاند كه رجع سماء اعطاى آن است باهل زمين چيزى را كه از طرف او سانح ميگردد حالا بعد حال و وقتا بعد وقت بر مرور زمان از ارزاق و مصائب و سرور و اكثر مفسران بر آنند كه رجع بمعنى مطر است و تسميهء آن برجع به جهت آنست كه هر سال در وقت خويش رجوع مىكند و عود مينمايد و مكرر مىشود و يا به جهت آنكه سحاب مياه را برميدارد از بحار و مرتفع مىشود و باز او را جمع مى - سازد بر زمين هم چنان كه زعم بعضى است ، و بنا بر اين جايز است كه مراد بسماء سحاب باشد .
( 12 ) - * ( وَالأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ ) * و سوگند به زمين كه خداوند شكافتن است يعنى شكافته مىشود و از آن نباتات بيرون مىآيد و عيون از آن منفجر مىگردد و جواب قسم اينكه :
( 13 ) - * ( إِنَّه ) * بدرستى كه قرآن * ( لَقَوْلٌ فَصْلٌ ) * هر آينه سخنى است كه جدا كنندهء ميان حق و باطل يا وعد ببعث قوليست مقطوع به كه هيچ خلافى و ريبى در آن نيست و قول اول منقولست از صادق عليه السّلام .
( 14 ) - * ( وَما هُوَ بِالْهَزْلِ ) * و نيست آن بازى و باطل و سخريه و افسانه پس حق وى آنست كه در صدور مهيب باشد و در قلوب معظم و معزز و قارى و سامع آن را مترفع داند از قصد هزل و از تفكّه بمزاح و اعتقاد نمايد كه جبار سماوات به او مخاطبه مىكند و چنان تصور نمايد كه وعد و وعيد و امر و نهى آن را خدا مىشنود و چون بآيهء وعد رسد تضرع كند و اميدوار باشد كه از اهل آن باشد و چون آيهء وعيد تلاوت كند پناه گيرد به خدا تا از اهل آن نباشد ، بعد از آن پيغمبر را از حال مشركان مكه خبر ميدهد .
( 15 ) - * ( إِنَّهُمْ ) * بدرستى كه معاندان قريش * ( يَكِيدُونَ كَيْداً ) * مكر ميكنند مكر كردنى در ابطال امر خدا و اطفاى نور حق و آزار رسانيدن بمؤمنان و گويند اين اخبار است
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢١٣