تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
دفع كرده شود و اگر يك لحظه بنده با نفس خود باز گذاشته شود شياطين او را بربايند ، و ابو امامه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه خداى تعالى بر هر آدمى سيصد و شصت فرشته موكل گردانيده كه آفات از وى دفع ميكنند از جمله هفت فرشته بر چشم موكلند و همه شر شياطين را از او ميرانند چنان كه مگس را از انگبين رانند كه اگر لحظه از او غافل شوند شياطين او را از جاى خودش بربايند و در باديه هلاك اندازند ، و چون حق سبحانه بيان فرموده كه بر هر نفسى حافظى و شاهدى هست در عقب آن توصيه انسان مينمايد به نظر كردن در اول امر خود و تأمل نمودن در نشئهء اولى تا بداند كه آن كسى كه منشئ اوست قادر است بر اعاده و جزاى او و عملي كند كه منتج فوز او بوده باشد در آخرت و بر حافظ خود املا ننمايد مگر آنچه او را مسرور سازد در عاقبت و ميفرمايد : ( 5 ) - * ( فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ ) * پس بايد كه نظر كند آدمى يعنى هر كه منكر بعث و نشور است بايد كه در نگرد در اصل ايجاد خود كه * ( مِمَّ خُلِقَ ) * از چه چيز آفريده شده . ( 6 ) - * ( خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ ) * اين جواب استفهام است يعنى مخلوق گشته است از آبى كه منسوب بدفق است و ريزانيدن آن بشدت تمام و اين مثل لابن و تامرست كه بمعنى منسوب بلبن و تمر است ، و ميتواند بود كه اين اسناد مجازى باشد ، و فى الحقيقة دفق مر صاحب آن را باشد يعني كه آبى كه صاحب آن ريزندهء آنست در رحم ، و نزد اهل حجاز فاعل بمعنى مفعول جايز است چون سر كاتم و ليل نائم و هم ناصب پس بنا بر اين دافق بمعنى مدفوقست ، يعنى آبى ريزانيده شده در رحم . ( 7 ) - * ( يَخْرُجُ ) * كه بيرون ميآيد آن آب * ( مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ ) * از ميان پشت مردان ( 1 ) * ( وَالتَّرائِبِ ) * و از استخوانهاى سينهء زنان كه نزديك بقلاده است ، و بدانكه بنا بر صحت آنكه نطفه متولد مىشود از فضلهء هضم رابع و منفصل ميگردد از جميع اعضاء تا مستعد آن باشد كه همه
هامش
( 1 ) آيهء شريفه بر حسب ظاهر لفظ دلالت ندارد بر اختصاص صلب بمردان و ترائب بزنان و همچنين آن دو وجهى كه مرحوم مؤلف در تفسير آيه نقل نموده است هيچ يك اختصاص مزبور را ثابت نميكند چه ايندو وجه تصحيح مىكند نسبت خروج منى را از صلب و ترائب اعم از آنكه مراد صلب و ترائب مرد باشد يا مرد و زن يا صلب مرد و ترائب زن ولى جمع كثيرى از مفسرين از متقدمين و متأخرين چنين گفته‌اند : كه لفظ * ( الصُّلْبِ ) * مربوط بمردان و * ( التَّرائِبِ ) * مخصوص بزنانست چه صلب عبارتست از استخوانها و مهره هاى پشت و ترائب جمع تربية و عبارتست از استخوانهاى سينه ما بين ترقوتين و پستانها پس معنى اين است كه آفريده شده ( آدمى ) از آب ريزندهء در رحم بشدت كه بيرون ميآيد آن آب از ميان پشت مردان و ميان استخوانهاى سينهء زنان بدين گونه كه آب مرد در مهره هاى پشت وى مجتمع ميگردد و بوسيلهء عروقى كه بآلت اتصال دارد منى از ميان صلب بيرون آمده و نازل ميگردد و در زنان در ترائب يعنى استخوانهاى سينهء آنان مجتمع و بواسطهء عروق مخصوصه كه از ميان سينه كشيده شد نزول مييابد و پوشيده نماند كه اين توجيه بهترين توجيهاتست از براى اين آيهء كريمه زيرا كه موافق است با آنچه در قرون اخبره دانشمندان مغرب زمين با ميكرسكوبها و وسائل علمى خود كشف كرده‌اند و در نتيجه متجاوز از نيم قرنست كه استكشافاتشان بدينجا رسيده كه آب مرد در استخوانهاى پشت و آب زن در استخوانهاى سينهء او آنجا كه نزديك گردنست متكون ميگردد پس اين تفسير و توجيه با مستكشفات جديده منطبق و وجهى از وجوه اعجاز قرآن را ثابت و روشن مينمايد كما لا يخفى .