تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
اين مأخوذ است از كدح جلده اذا خدشه * ( فَمُلاقِيه ) * پس تو ملاقات كننده و رسنده اى به كار خود يا بآفريدگار خود مراد ملاقاتست بجزاى كردار نزد آفريدگار يعنى البته بپاداش خود رسى و از آن چاره ندارى ، بعضى گفته‌اند معنى آنست كه ملاقات كننده به حكم خدا در جايى كه به غير از حكم او حكم ديگر نباشد زبده معنى آنست كه اى آدميان شما در عمل خير و شر مشقت بسيارى كشيده‌ايد تا آنكه بجزاى آن ميرسيد ، و جمعى از مفسرين چنين تفسير كرده‌اند كه اى آدمى رنجى و كوشش سخت به دو خواهد رسيد از مرگ و اهوال و شدايدى كه بعد از آنست و البته تو آينده اى به آن و لا محاله به آن رسنده و از آن هيچ مفرى نخواهد بود ، پس بيان جزاء مىكند بقوله : ( 7 ) - * ( فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ ) * پس آنكه داده شود * ( كِتابَه ) * نوشتهء اعمال او * ( بِيَمِينِه ) * بدست راست او . ( 8 ) - * ( فَسَوْفَ يُحاسَبُ ) * پس زود باشد كه حساب كرده شود * ( حِساباً يَسِيراً ) * حسابى آسان كه اصلا در آن مناقشه و مضايقه نباشد و اعتراض نكند به آنچه او را بد آيد و از آن مشقت يابد هم چنان كه حساب اصحاب شما كه با مناقشه و اعتراض باشد ، از عايشه نقلست كه حساب يسير آنست كه ذنوب بنده را به او نمايند و بعد از آن بقلم عفو آن را محو كنند و از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم مرويست كه من يحاسب يعذب هر كه را حساب كنند عذاب كنند ، گفتند يا رسول اللَّه نه خداى تعالى فرموده كه * ( يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً ) * فرمود كه المراد به العرض ، من نوقش فى الحساب عذب مراد به حساب يسير عرض ذنوبست با او نه حساب آن چه هر كه در حساب با او مناقشه كنند البته عذاب كرده شود . ( 9 ) - * ( وَيَنْقَلِبُ ) * و باز گردد آنكه حساب او آسان باشد * ( إِلى أَهْلِه ) * بسوى كسان خود يعنى بعشيره خود از اهل ايمان يا به گروه مؤمنان يا بزتان خود از حور العين * ( مَسْرُوراً ) * در حالتى كه شادمان و خوشحال باشد بسبب آنچه يافته باشد از خيرات و كرامات و رفعت درجات و در حديث آمده كه ثلاث من كن فيه حاسبه اللَّه حسابا يسيرا و أدخله الجنة برحمته سه خصلت است كه هر كه را باشد حق سبحانه حساب او را بر او آسان گرداند و در بهشتش در آورده گفتند كدام است يا رسول اللَّه فرمود كه تعطى من حرمك و تصل من قطعك و تعفو عمن ظلمك عطا كنى به كسى كه ترا محروم كرده باشد و به پيوندى به كسى كه از تو بريده باشد و عفو كنى و در گذرى از كسى كه به تو ستم كرده باشد : ( 10 ) - * ( وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ ) * و اما آنكه داده شود * ( كِتابَه ) * نامه كردار او * ( وَراءَ ظَهْرِه ) * از پس پشت او بدست چپ او و آن چنان بود كه دست راست او را بر گردن او بندند و دست چپ