و تكلف كند در خالى شدن يعنى هر جد و جهدى كه در اين باب او را ممكن باشد بجاى آرد تا هيچ چيز در باطن او نماند ( 1 ) و هذا كما يقال تكرم الكريم و ترحم الرحيم اذا بلغ جهدهما فى الكرم و الرحمة و تكلفا فوق ما فى طبعهما .
( 5 ) - * ( وَأَذِنَتْ لِرَبِّها ) * و فرمان برد زمين مر حكم پروردگار خود را در بيرون افكندن و خالى شدن از همه * ( وَحُقَّتْ ) * و سزاوار گرديده حكم ربانى چه مخلوق و آفريده اوست و عنان اختيار در قبضه اقتدار او ، تكرير إِذَا و عدم اكتفاء به حرف عطف به جهت استقلال هر يك از آنها است بنوعى از قدرت ، در خبر است كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود كه
اذا ظهرت اعلام الساعة فتلقى الارض افلاذ كبدها
چون نشانهاى قيامت ظاهر گردد زمين آنچه در وى باشد بيرون اندازد از پارهاى جگر خود يعنى سنگهاى زر و سيم ، ظالم گويد به جهت اين ظلم و قتل از من صادر گشته و سارق گويد كه بسبب اين دست مرا قطع كردند پس همه فاني شديم و اينها را گذاشتيم ، و عدم اتيان بجواب إِذَا به جهت تهويلست بابهام آن يا اكتفاء به آنچه گذشت در سورة تكوير و انفطار ، يا به جهت آنكه دالست بر آن قوله :
( 6 ) - * ( يا أَيُّهَا الإِنْسانُ ) * اى آدمى مراد جنس است و خطاب راجع به همه كس از مكلفان از اولاد آدم * ( إِنَّكَ كادِحٌ ) * بدرستى كه تو كار كننده اى برنج و سعى تمام * ( إِلى رَبِّكَ ) * تا وقتى كه رسى به پروردگار خود * ( كَدْحاً ) * كار كردنى بجد و جهد بسيار كه اثر آن در نفس تو ظاهر گردد و
هامش
( 1 ) حقتعالى در اين سورهء مباركه قسمتى از علامات قيامت و تغيرات و تحولاتى كه در آسمان و زمين پديد ميآيد ذكر كرده و راجع به زمين ميفرمايد : * ( وَإِذَا الأَرْضُ مُدَّتْ ) * . الآيات و مرحوم مؤلف در تفسير اين آيه دو وجه از قول مفسرين نقل نموده يكى آنست كه كوه ها و بلنديها و پستيها از روى زمين برداشته شود و زمين مسطح و مستوى گردد و مانند اديم عكاظى كه آن را ميكشند تا انعطاف و ناهمواريهاى آن زائل مىشود زمين كشيده مىشود وجه دوم آنست كه حقيقتا زمين كشش و امتداد پيدا مىكند و وسعت و بسط آن بيشتر و فراخى و گشادگى آن فزونتر ميگردد و پوشيده نماند كه وجه دوم اولى و انسب است بسياق آيه با اعتراف به اينكه آنچه در وجه اول گفتيم مسلما واقع خواهد شد چه از آيات سورهء نبأ و تكوير و انفطار و هم آيات ديگر به خوبى مستفاد ميگردد كه در روز قيامت اوضاع و اشكال آسمان و زمين و ستارگان و انواع موجودات زمينى بطور كلى بر هم مىخورد و انقلاب عظيمى در نواميس كونيه آن نواميسى كه حافظ و نگهبان زمين هستند بدين شكل ( كروى يا بيضى ) و بدين وضع و كيفيت پديد ميآيد پس بطور يقين كوه ها پاره پاره و ريزه ريزه خواهد شد و بلنديها و برآمده گيها و پستيها برداشته مىشود و تغيرات و تحولات عجيبى در زمين رخ ميدهد بطورى كه فرمود : * ( يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ ) * ولى سياق آيهء كريمه * ( وَإِذَا الأَرْضُ مُدَّتْ ) * و تعبير بفعل مجهول مشعر است بر اينكه كشيده شدن يا كشش يافتن زمين مستند بحوادث مذكور نيست و از آثار قهريهء آنها شمرده نميشود بلكه يكى از حوادثيست كه در آن روز بظهور ميرسد و ظهور و پيدايش آن مستند است به عامل خارجى و آن مشيت قاهره پروردگار است يعنى حقتعالى باراده كامله و قدرت بالغه خود زمين را كشش ميدهد و فراخى و گشادگى آن را افزون مىكند و زمين نيز فرمان الهى را پذيرفته امتداد و بسط پيدا مىكند ( و اللَّه العالم ) و بعد از آن آيه ميفرمايد : * ( وَأَلْقَتْ ما فِيها وَتَخَلَّتْ ) * از اين آيه شريفه نيز نكتهء ديگرى مستفاد مىشود و آن آنست كه زمين نيز داراى مرتبه اى از حيات است زيرا كه دو فعل متعدى را ذكر فرموده و فعل متعدى مشعر است بر اينكه صدور فعل از فاعل از روى اراده و شعور است نه از روى طبيعت مثلا و اراده و شعور يكى از مظاهر و شئون حياتست و بدين مناسبت بعد از آن فرمود : * ( وَأَذِنَتْ لِرَبِّها وَحُقَّتْ ) * فتدبر جدا .