تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
شود و از فقير متلهى گردد ، منقولست كه جبرئيل عليه السّلام آيات مذكوره بر آن حضرت ميخواند و بشرهء مبارك وى متغير شد ، و در لباب آورده كه بعد از اين آيه نرگس ديدهء آن سر و جويبار رسالت بىآب و تاب نشد بمثابهء ديدهء آن نور ديدهء عالميان پر آب شد كه در وقت مشى راهرا نميديد و نزديك بود كه روى مباركش ديوارهاى مكه را مشرف سازد ، و در اخبار آمده كه سيد عالم صلى اللَّه عليه و آله و سلم از عقب ابن مكتوم روا نشد و او را باز گردانيد و به مسجد باز آمد و رداى مبارك را بگسترانيد و او را بر سر آن نشانيد و انواع تلطف فرمود و آنچه كمال تعظيم او بود مرعى داشت و بعد از آن هر گاه كه وى را ديدى گرامى داشتى و گفتى مرحبا به من عاتبنى فيه ربي هل لك من حاجة و دو بار در مدينه او را خليفه خود گردانيد در وقتى كه بغزا ميرفت ، و مرويست كه آن حضرت بعد از اين آيه هرگز بر وى هيچ فقيرى روى ترش نگردانيد و از براى هيچ غنى تصدى نفرمود و ببايد دانست كه عتاب او سبحانه به جهت ترك اوليست از آن حضرت نه صدور اين صورت از آن حضرت بر خطا بوده باشد چه كراهت و اعراض او از سوء ادب ابن مكتوم بود كه سخن را بر وى قطع كرد و اصلا متأمل نشد و انديشه ننمود در اينكه شايد كه آن حضرت مشغول به كسى باشد و وقت مقتضى مكالمه او نباشد به آن حضرت اما چون كه توهم آن ميشد كه اعراض آن حضرت از او به جهت فقر او بوده باشد و توجه او بصناديد به جهت غناى ايشان از اين جهت حق سبحانه به او اين عتاب فرمود و ديگر آنكه عبوس و انبساط بأعمى على السويه است پس اين مستلزم ذنب نباشد و نزول اين آيه بر آن حضرت به جهت آن است كه تا او بأوفر محاسن اخلاق متخلق شود و متنبه گردد بر عظم حال مؤمن مسترشد و بداند كه تأليف مؤمنى كه بر ايمان خود ايستاده باشد اوليست از تأليف مشرك به جهت طمع در ايمان آوردن او ، از جبائى نقلست كه آيه دالست بر آنكه معصيت در مستقبل است نه در ماضى به جهت تعلق نهى به آن و اما در ماضى دلالت نميكند بر آنكه معصيتى بوده باشد قبل از آنكه منهى عنه شود و حق سبحانه نهى آن حضرت نكرد مگر در اينوقت ، و علم الهدى در تنزيه الانبياء آورده كه آيه دلالت ندارد بر عتاب رب الارباب بر آن قدوه احباب زيرا كه بحسب ظاهر دلالت نميكند كه مراد آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم باشد نه مطابقت و نه التزاما بلكه آن خبر محض است و مخبر عنه مصرح نيست و نزد متأمل صادق واضح مىشود كه آيه دالست بر آن كه مراد غير پيغمبر است زيرا كه خلق عظيم او أرفع از اين بود كه با دشمنان به سوء خلق سلوك نمايد و روى خود را بر ايشان ترش سازد چه جاى آن كه اين شيمه با مؤمنان مرعى دارد و هيچ پيغمبرى نبود كه متصف باشد بتصدى براى اغنياء و تلهى از فقراء پس چگونه او را نسبت توان داد به كسى كه متخلق بجميع اخلاق حسنه باشد و متحسن بر اهل ايمان و متعطف بر ايشان و حضرت عزت جل ذكره در حق او