تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
بر آنكه مدت لبث ايشان يك روز كامل نيست بلكه ساعتى است از آن روز كه آن عشيهء آنست يا ضحى آن و چون ترك يوم فرمود اضافه كرد بعشيهء آن پس آن مثل كريمهء لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ است .

سورة عبس

و اين سوره را سورة السفرة نيز گويند و در مكه نازل گشته ، و چهل و دو آيتست نزد اهل حجار و كوفه و چهل و يكست نزد بصري و چهل نزد شامى و مدنى الاول ، و اختلاف در سه آيتست وَلأَنْعامِكُمْ حجازى و كوفى إِلى طَعامِه غير يزيد و الصَّاخَّةُ غير شامى . ابى بن كعب از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده كه هر كه عبس و تولى قرائت كند در روز قيامت روى او ضاحك و مستبشر باشد ، و معوية بن وهب از ابو عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه هر كه عبس و تولى را قرائت كند با سوره اذا الشمس كورت از دوستان خداى بوده در بهشت در ظل ظليل خداى تعالى و كرامت جليل او باشد و از مقربان درگاه او بود . و بدانكه چون حق سبحانه ختم اينسوره نمود بذكر انذار كسى كه خائف باشد از قيامت در اينسوره افتتاح نمود بذكر انذار كسى كه مرجو الاسلام باشد و اظهار عتاب نسبت به كسى كه اعراض نمايد از اهل خشيت و ميگويد كه : * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * آورده‌اند كه عبد اللَّه بن ام مكتوم كه آن عبد اللَّه بن شريح بن مالك بن ربيعه فهرى بود از بنى عامر بن لؤى و ام مكتوم مادر پدر او بود مردى مكفوف و نابينا بود بنزديك حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آمد و در آن وقت صناديد قريش نزد او حاضر بودند چون ابو جهل بن هشام و عباس بن عبد المطلب و وليد بن مغيره و امية بن خلف و عتبة بن ربيعه و برادر او شيبة بن ربيعه و غيرهم و آن حضرت به جهت اميدوارى بر اسلام ايشان با ايشان نجوى ميفرمود و سخنان سرى در ميان داشت و از سر حرص بر ايمان ايشان بالكليه خاطر خطير خود را متوجه ايشان ساخته بود و ايشان را دعوت ميفرمود ابن ام مكتوم ندانست كه آن حضرت بايشان مشغول است پيش آمد و گفت يا رسول اللَّه ( اقرئنى و علمنى مما علمك اللَّه ) از آنچه خداى بر تو آموخته بر من خوان و مرا بياموزان و مكرر اين كلمه ميگفت و رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به جهت آنكه ابن ام مكتوم قطع سخن وى نمود و بانديشهء آنكه مبادا صناديد قريش گويند كه اتباع رسول نابينايان و سفله و عبيدند از آن كراهت پيدا كرد و از او اعراض نمود و روى مبارك درهم كشيد جبرئيل عليه السّلام اين آيه آورد كه :