تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ساخت آنچه موجب صلاح اوست از اعضاء و اشكال و هيآت يا اندازه اطوار او كرد ( 1 ) از نطفه بعلقه و از علقه بمضغه تا آنكه تمام خلقت او بر حد معلوم از طول و قصر و سمع و بصر و ساير حواس و اعضاء و مدت عمر و تعين آن و جميع احوال او . ( 20 ) - * ( ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَه ) * پس راه بيرون آمدن از شكم مادر آسان گردانيد او را به اين وجه كه فوههء رحم را واسع ساخت و او را ملهم گردانيد تا منكس متولد شود ، يا رام گردانيد او را بر سبيل خير و شر و اقتدار و تمكين داد در آن كقوله إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ و قوله وَهَدَيْناه النَّجْدَيْنِ نصب سبيل بفعلى كه مفسر او است فعل ظاهر به جهت مبالغه است در تيسير ، و تعريف آن بلام بدون اضافه اشعار است به آنكه آن سبيل عامست و بنا بر معنى أخير در او ايمائيست به آنكه دنيا دار مرور است و مقصد غير آنست و لهذا در عقب آن فرمود كه : ( 21 ) - * ( ثُمَّ أَماتَه ) * پس بميرانيد او را به وقت انتهاى عمر به اين وجه كه خلق موت فرمود در او و يا ازاله حيات نمود از او * ( فَأَقْبَرَه ) * امر فرمود پس به خاك در آورد او را يا صاحب قبر گردانيد يقال قبر الميت اذا دفنه ، و أقبر الميت اذا أمر أن يقبره و مكنه منه أو جعله ذا قبر يوارى فيه . ( 22 ) - * ( ثُمَّ إِذا شاءَ ) * پس وقتى كه خواهد خداى * ( أَنْشَرَه ) * زنده گرداند او را چه وقت نشور باز بسته است بمشيت او سبحانه وعد اماته و اقبار در نعم به جهت آن است كه اماته وصلت است بحيات ابديه و لذات خالصه و أمر بقبر به جهت تكرم اوست و صيانت او از سباع بر خلاف ساير حيوانات ، و در جمله شرطيه اشعار است به آنكه وقت نشور غير متعين است فى نفسه و منوطست بمشيت او . ( 23 ) - * ( كَلَّا ) * اين ردعست از آنچه آدمى بر آن است از اغترار بنعم دنيا و مستعد نشدن براى رفتن بعقبى يعنى بايد كه كافر منزجر شود از اين انكار و اغترار و ميتواند كه * ( كَلَّا ) * بمعنى حقا باشد يعنى حقا كه آدمى * ( لَمَّا يَقْضِ ) * هنوز نگذارد و أداء نكرد * ( ما أَمَرَه ) * آنچه فرمود خداى او را يعنى بعهد و ميثاق وفا ننمود و بدين و طاعت گردن ننهاد و گفته‌اند مراد همه آدميانند يعنى هنوز آدمى از عهدهء اداى حقوق الهى كما ينبغى بيرون نيامد و چنانچه حق عبادت او سبحانه است قيام ننمود با وجود تطاول زمان و امتداد دهور از عهد آدم تا غايت چه آدمي خالى از تقصيرى نيست و چون
هامش
( 1 ) در عصر كنونى در اثر توسعه علوم و فنون طبيعى بالاخص علم تشريح اسرار و رموز خلقت بشر و بدايع صنعت و حكمت اعضاء و اجزاء آدمى و اشكال و اوضاع و خواص آنها بيش از پيش ظاهر و پديدار گشته و وسايل خداشناسى بمراتب فزونتر از اعصار گذشته است ولى متأسفانه اگر نگوئيم همهء فلاسفه و حكماء طبيعى اروپا مادى مسلكند بطور مسلم اكثر آنان ايمان بآفريدگار حكيم ندارند .