تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
دماغ و غضبيه كه در يمين قلبست و شهويه كه در يسار آنست و لهذا در روايت واقع شده كه الظل هو دخان جهنم له ثلاث شعب تحيط بالكافر شعبة تكون فوقه و شعبة عن يمينه و شعبة عن يساره مراد بسايه دود دوزخ است كه سه شعبه شود و كافر را احاطه نمايد ، شعبه اى بر بالاى سر او باشد و شعبه اى از يمين و شعبه اى از يسار پس هر كه خواهد كه فردا از اين دخان كه ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ اشاره به آنست ايمن گردد امروز بنور عقل متمسك شده از تيرگى صفت بهيمى و سبعى بگذرد ( 1 ) و تهذيب اخلاق نموده از معاصى اجتناب نمايد و پيوسته بطاعت و عبادت مشغول شود ، و در معالم آورده كه گردى بزرگ از دوزخ بيرون آيد و از او سه شعبه منشعب گردد يكى نور و آن بر سر مؤمنان سايه افكند و يكى دخان و آن بر سر منافقان متوقف گردد و يكى زبانهء خالص و آن بالاى كافران بايستد ، و در كشاف و طبرسى مذكور است كه يخرج لسان من النار فيحيط بالكفار كالسرادق و ينشعب من دخانها ثلاث شعب فيظلهم حتى يفرغ من حسابهم و المؤمنون فى ظل العرش زبانه اى از آتش بيرون آيد و همه كفار را احاطه نمايد مانند سراپردها كما قال أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها و بسه شعبه گردد پس سايه افكند بر - ايشان تا آنكه از حساب فارغ شوند و مؤمنان در زير سايهء عرش بايستند و چون ظل محتمل باد است كه از مهب لطف رحمت هبوب مينمايد و ظل حار مشوب بشرارهء نار كه از باديهء قهر و نقمت بر ميخيزد پس از جهت دفع توهم آنكه مراد ظل اول باشد مىفرمايد كه : ( 31 ) - * ( لا ظَلِيلٍ ) * نه سايه خنك و دايم كه در او راحت باشد * ( وَلا يُغْنِي ) * و دفع نكند از كفار * ( مِنَ اللَّهَبِ ) * از حرارت زبانه آتش چيزى را پس اينكلام متضمن تهكم است بكفار ورد توهم آن كه ظل ايشان مانند ظل اهل ايمان باشد . ( 32 ) - * ( إِنَّها ) * بدرستى كه دوزخ * ( تَرْمِي ) * مياندازد * ( بِشَرَرٍ ) * شرارها و جمرهاى آتش را هر شراره اى از آن * ( كَالْقَصْرِ ) * مانند كوشك عظيم ، بعضى گفته‌اند كه قصر جمع قصره است كه بمعنى شجرهء غليظه است يعنى آن شررها مانند درختان سطبر تناور باشند . ( 32 ) - * ( كَأَنَّه ) * گوئيا كه آن شرر * ( جِمالَتٌ صُفْرٌ ) * شتران زردند برنگ آتش ، تذكير
هامش
( 1 ) در تفسير كاشفى پس از اين عبارت اين رباعى را ذكر نموده :ز تاريكى خشم و شهوت حذر كن كه از دود آن چشم دل تيره گرددغضب چون در آمد رود عقل بيرون هوى چون شود چيره جان خيره گردد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 120 | الملا فتح الله الكاشاني