تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
بى نور گردند . ( 9 ) - * ( وَإِذَا السَّماءُ ) * آن گاه كه آسمان * ( فُرِجَتْ ) * شكافته گردد و راهها و شكافها در او پيدا شود . ( 10 ) - * ( وَإِذَا الْجِبالُ ) * آن گاه كه كوه ها * ( نُسِفَتْ ) * پراكنده شوند از مواضع خود ، و مانند اينست و بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا وَكانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا يا بسرعت تمام ربوده و زايل گردانيده شوند از اماكن خود كه هيچ اثر از آن در زمين نماند و مانند غبار بر هوا روند ، اول مأخوذ است از نسف الحب اذا نسف بالمنسف و ثانى از انتسف الشيء اذا اختطفه . ( 11 ) - * ( وَإِذَا الرُّسُلُ ) * و آن گاه كه پيغمبران * ( أُقِّتَتْ ) * تعيين كرده شود براى ايشان ميقاتى كه حاضر شوند در آن براى گواهى دادن بر امتنان ، عامل در ظرف محذوفست و كريمهء إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ دالست بر آن و تقدير اينست كه فاذا طمست النجوم و فرجت السماء و نسفت الجبال و أقتت الرسل وقعت القيامة پس ندا كرده شود . ( 12 ) - * ( لأَيِّ يَوْمٍ ) * براى كدام روز * ( أُجِّلَتْ ) * وا پس داشته بود اين چيزها يعنى طمس نجوم و شق آسمان و قلع جبال و تعيين وقت براى رسل ، اين سؤال براى تعظيم و تفخيم اين روز باشد و تعجب از هول آن پس جواب آيد كه : ( 13 ) - * ( لِيَوْمِ الْفَصْلِ ) * براى روز جدا كردن كه امروز است چه در آن روز مؤمن را از كافر و مطيع را از عاصي جدا گرداند و مكافات دهد ، يا روز حكم كردن ميان خلقان . ( 14 ) - * ( وَما أَدْراكَ ) * و چه چيز دانا گردانيد ترا يعنى تو چه دانى كه * ( ما يَوْمُ الْفَصْلِ ) * چيست روز فصل و چگونه بكنه آن رسى . ( 15 ) - * ( وَيْلٌ ) * واى كلمه عذابست * ( يَوْمَئِذٍ ) * در آن روز * ( لِلْمُكَذِّبِينَ ) * مر تكذيب كنندگان را است بروز فصل ، ويل در اصل مصدر است منصوب باضمار فعل خود و عدول از نصب برفع به جهت دلالتست بر ثبات هلاكت براى مدعو عليه و مانند اينست سَلامٌ عَلَيْكُمْ * ( يَوْمَئِذٍ ) * ظرف اوست يا صفت ، و بعد از آن تهديد كفار مينمايد كه : ( 16 ) - * ( أَ لَمْ نُهْلِكِ الأَوَّلِينَ ) * آيا هلاك نكرديم پيشينيان را چون قوم نوح و عاد و ثمود كه تكذيب انبياء كردند . ( 17 ) - * ( ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ ) * پس ما از پى ايشان در آورديم به هلاكت * ( الآخِرِينَ ) * پسينيان را كه نظير ايشانند چون كفار مكه و آن قتل بدر بود و غلا و قحطى و غير آن ، يا قوم لوط و شعيب و موسى را در پى قوم نوح و عاد و ثمود در آورديم و عدم جزم نتبع تا معطوف باشد بر نهلك