فضه باشد و بعضى ديگر از ذهب بر حسب اختلاف اعمال ، و در خبر آمده كه نقرهء بهشت بر وجهى صفا و شفافيت داشته باشد كه آنچه ما وراى آن باشد در آن توان ديد و آن از جملهء جواهر بهتر باشد پس كثرت استلذاذ و سرور در او بيشتر باشد نسبت بذهب و غير آن از جواهر * ( وَسَقاهُمْ ) * و بياشاماند ايشان را * ( رَبُّهُمْ ) * پروردگار ايشان * ( شَراباً طَهُوراً ) * شرابى پاك از ادناس و ارجاس و يا پاك كننده از غل و حسد و ساير صفات رذيله كقوله وَنَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ و بعد از شرب بدن را خوشبو سازد و بطريق عرق از بدن ترشح نمايد و كثرت طيب عرق آن بر وجهي باشد كه بمراتب از بوى مشك اطيب باشد بر خلاف خمر دنيا كه بأيدى وضره ( 1 ) عصر آن ميكنند و بأرجل دنسه غمس مينمايند و مستحيل به بول مىشود ، و ابراهيم تيمى و ابى قلابه از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقل كردهاند كه هر شخصي از اهل بهشت در طعام خوردن قوت صد مرد داشته باشد از اهل دنيا و چون سير شود او را از شراب طهور بياشامانند آنچه خورده باشد از عروق و اعضاى او ترشح نمايد كه ريح آن اطيب از مشك اذفر باشد و اشتهاى او عود كند ، و از مقاتل منقول است كه طهور چشمه ايست در بهشت كه هر كه از آن بياشامد در دل او حقد و حسد بلكه هيچ صفتي از صفات سيئه نماند ، و از جعفر بن محمّد عليهما السّلام مرويست كه چون مؤمن شراب طهور بياشامد از هر چه ما سوى است ميل نموده بالكليه متوجه مولى شود و اين منتهى درجات صديقان است و لهذا اسناد ( سقى ) برب نموده آن را از نعم سابقه ممتاز گردانيد و به آن ختم ثواب ابرار نمود ، و ببايد دانست كه جوى كوثر در بهشت خاصهء حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم است و ذكر آن در سورهء كوثر خواهد آمد انشاء اللَّه تعالى و چهار جوى ديگر از متقيانست كه آبست و شير و خمر و عسل ، و صفات آنها در سورة حضرت محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم سمت ذكر يافته و دو چشمهء از ان اهل خشيتست فِيهِما عَيْنانِ تَجْرِيانِ و دو چشمهء از ان اصحاب يمين است كه يهِما عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ و اين چهار چشمه در سورة الرحمن جل ذكره ذكر يافت و شراب رحيق از آن ابرار است ، و چشمهء تسنيم از آن مقربانست ، و اين هر دو در سوره مطففين رقم بيان خواهد يافت و دو چشمه از آن اهل بيت است صلوات اللَّه عليهم كه آن كافور و زنجبيل است و آن را سلسبيل خوانند و شراب طهور نيز از ايشانست و محققان آن را شراب شهود ( 2 ) گويند كه مرآت دل نوشنده را بلوامع انوار منور سازد و پذيراى عكس انوار ايزدى گرداند و وقت حال او را چنان صافي سازد كه اصلا به غير او سبحانه نپردازد عارفي گفته كه اگر فردا بزم نشينان دار القرار
هامش
( 1 ) وضرة صفت ايدى بمعنى چركين است - و ضر وضرا فهو و ضر مثل وسخ وسخا فهو وسخ و زنا و معنى .
( 2 ) اين عبارت يعنى از و محققان تا جملهء عطا فرمودهاند مأخوذ از تفسير كاشفيست و چون قسمتى از اين عبارت صريح در وحدت وجود بلكه وحدت موجود است ( مراجعه شود بتفسير حسينى ) مرحوم مؤلف از نقل آن قسمت خوددارى فرمود و بجاى آن ، عبارتى را آورده كه مشتمل بر كفر و الحاد نباشد مع الوصف بر ارباب دانش و تحقيق پوشيده نخواهد بود كه آيه شريفه از اين گونه تأويلات خياليه فرسنگها دور است و شرابا طهورا به هيچ وجه مناسبتى با اين بافته ها ندارد .