تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
حق سبحانه آن را در قرآن ياد كرده و مؤمنان را وعده داده كه در بهشت جام خمر ممزوج بزنجبيل بهشت بياشامند ، و قوله : ( 18 ) - * ( عَيْناً فِيها ) * بدل زنجبيل است يعنى خمرى آميخته باب چشمهء بهشت كه بطعم زنجبيل باشد * ( تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا ) * نام نهاده شده بسلسبيل به جهت سلاست آن در حلق يعنى آسان بگلو رود و زود گوارنده شود ، يا منقاد بهشتيان بود و روان شود هر جا كه آرزو كنند يقال شراب سلسال و سلسل ، و سلسبيل و باء در آن مزيد است به جهت مبالغه در زيادتى سلاست ، و گويند مراد آنست كه آن بطعم و خاصيت زنجبيل باشد بدون لذع و تنغيص بلكه بنقيض آن موصوف باشد كه آن سلاست است ، و گويند اصل سلسبيل سل سبيلا بوده يعني روان شود و رود چه شرب آن نكند مگر آن كسى كه بسبب عمل صالح او را گويند كه روان شو بجانب آن چشمه پس تسميهء آن از قبيل تأبّط شرّا باشد . ( 19 ) - * ( وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ ) * و طواف كنند برابر او * ( وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ ) * پسران جاويد مانده بر حال طفوليت كه بگردش روزگار از آن حالت به حالت ديگر نروند يا با گوشوار و بنا بر اين معنى مشتق است از خلده كه بمعنى گوشواره است . * ( إِذا رَأَيْتَهُمْ ) * چون به بينى ايشان را اى بيننده * ( حَسِبْتَهُمْ ) * پندارى ايشان را در صفاى لون و درخشندگى چهره ايشان و انعكاس شعاع بعضي از ايشان ببعضى * ( لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً ) * مرواريد افشانده شده يعنى تر و تازه و نورانى كه هنوز دست كسى بدان نارسيده باشد و در رونق و آبدارى آن قصورى پيدا نشده باشد ، و گويند وصف ايشان بانتثار به جهت آنست كه براى خدمت در بهشت پراكنده باشند و هر يك براى امرى متردد ( 20 ) - * ( وَإِذا رَأَيْتَ ثَمَّ ) * و چون ببينى آنجا يعنى در بهشت ، مفعول * ( رَأَيْتَ ) * نه ملفوظ است و نه مقدر به جهت افادهء شيوع و عموم اى بصرك أينما وقع ، و بعضى گفته‌اند كه مفعول محذوف است