تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
و تقدير اينكه إذا رأيت ماثم يعنى چون ببينى آن چيزى را كه در آنجاست و اين سخنى ضعيف و ركيك است زيرا كه جايز نيست اسقاط موصول و ابقاى صلهء آن پس معنى آنست كه چون نظر كنى در بهشت بصر تو بهر جا كه واقع شود * ( رَأَيْتَ نَعِيماً ) * ببينى نعمتهايى كه در وصف نگنجد * ( وَمُلْكاً كَبِيراً ) * و ملكى بزرگ و متسع كه زوال به دو راه نيابد و در حديث آمده كه أدنى اهل الجنة منزلة ينظر فى ملكه مسيرة ألف عام يرى أقصاه كما يرى أدناه يعنى فروتر كسي از اهل بهشت نظر كند در ملك خود هزار ساله راه بيند ( 1 ) و منتهاى مملكت خود را مشاهده كند بر طريقى كه مبدء آن را ملاحظه مينمايد ، و بقولى ملك كبير نفاذ مشيت است يعنى هر چه خواهد ميسر باشد يا استيذان ملائكه بوقت در آمدن بر ايشان و قول اول مرويست از حضرت صادق عليه السّلام ، و محققان گفته‌اند كه نعيم راحت اشباح است و ملك كبير لذت ارواح و مشاهدهء جلاياى ملك و خفاياى ملكوت و استضائه بانوار جبروت . ( 21 ) - * ( عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ ) * نصب اين بر حاليت است از ضمير عَلَيْهِمْ يا حَسِبْتَهُمْ اى يطوف عليهم ولدان عاليا للمطوف عليهم ثياب ، يا حسبتهم لؤلؤ عاليا لهم ثياب ، يعنى طواف كنند بر ايشان پسران در حالتى كه بر زبر ايشان باشد جامهاى ديباى لطيف يا پندارند ايشان را لؤلؤ منثور در حالتى كه بر ايشان باشد جامهاى ديباى نازك گرانمايه * ( خُضْرٌ ) * كه آن جامه ها برنگهاى سبز باشند * ( وَإِسْتَبْرَقٌ ) * و بر ايشان باشد ديباهاى محكم يافته و سفته و با براقت و درخشندگى ، و گفته‌اند كه اين ديبا آستر جامه ءها باشد ، و ابو بكر * ( خُضْرٌ ) * بجر خوانده به آنكه صفت * ( سُندُسٍ ) * باشد كه اسم جنس باشد و * ( إِسْتَبْرَقٌ ) * معطوفست بر * ( ثِيابُ ) * بر حذف مضاف و اقامت مضاف اليه در مقام آن و تقدير اينكه و ثياب استبرق مانند ( عليه خز ) أى ثياب خز * ( وَحُلُّوا ) * عطفست بر يَطُوفُ يعنى پيرايه بسته و آراسته كرده شوند * ( أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ ) * بسوارها از نقره ، اين مخالفت ندارد بكريمه يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ چه جمع و تعاقب ممكنست ، يا آنكه أَساوِرَ بعضى از
هامش
( 1 ) ملك بكسر ميم و سكون لام بمعنى مالك شدن چيزيست و بمعنى آنچه حق كسى بوده باشد اسم فاعل آن مالك است و بضم ميم بمعنى پادشاهى و صفت آن ملك بضم ميم و كسر لام است در اين آيه شريفه حق تعالى باولياء خود وعده نعمت بسيار و پادشاهى و فرمانفرمايى بزرگ داده است و اين سلطنت و پادشاهى همانا نمونه ايست از سلطنت حقه الهيه كه مرتبه كامله آن را به حضرت ختمى مرتبت و عترة طيبه او عليهم السلام كه مظاهر اسماء حسنى و صفات علياء الهى هستند در دنيا و آخرت كرامت فرموده و از براى اين پادشاهى كه در قرآن بعظمت و بزرگى توصيف شده لوازم و آثاريست كه در هر يك از احاديث و روايات مأثوره بمناسبت مقام ببعضى از آنها اشارت و * ( مُلْكاً كَبِيراً ) * را بدان تفسير فرموده‌اند مثل وسعت مملكت چنانچه مضمون حديث مسطور در متن است و يا آنكه زوال و فناپذير نيست چنانچه از امام صادق عليه السلام مرويست كه فرمود : ملكا لا يزول و لا يفنى يا استيذان ملائكه هنگام دخول بر آنان چنانچه در معانى الاخبار نيز از آن حضرت روايت شده فراجع .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 109 | الملا فتح الله الكاشاني