تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
( 26 ) - * ( وَمِنَ اللَّيْلِ ) * و در بعضى از شب * ( فَاسْجُدْ لَه ) * پس سجده كن مر او را يعنى نماز گذار ، و اكثر مفسران گفته‌اند كه بكرة وقت نماز بامداد است و اصيل وقت ظهر و عصر و * ( مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَه ) * مغرب و عشاء پس معنى چنين باشد كه بر پنج وقت نماز مداومت نماى ، و تقديم جار و مجرور بر فعل امر به جهت آنست كه در نماز شب مزيد كلفت و خلوص است * ( وَسَبِّحْه ) * و نماز گذار براى خدا * ( لَيْلًا طَوِيلًا ) * در شب دراز يعنى در وقت دراز اوقات شب به نماز تهجد قيام نماى كه آن دو ثلث آنست يا نصف آن يا ثلث آن ، و احمد بن محمد از حضرت امام رضا عليه التحية و الثناء از اين آيه سؤال كرد و گفت ( ما ذاك التسبيح ) فرمود هو صلوة الليل . ( 27 ) - * ( إِنَّ هؤُلاءِ ) * بدرستى كه اين گروه يعنى كفار * ( يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ ) * دوست ميدارند سراى شتابنده را كه دار دنياست و لذات و منافع آن را اختيار ميكنند * ( وَيَذَرُونَ وَراءَهُمْ ) * و واميگذارند در پيش خود يا مياندازند از پس پشت خود * ( يَوْماً ثَقِيلًا ) * روز گران را كه قيامتست يعنى به دو نميگرويدند و براى او عمل نميكنند ، مراد بثقل شدت و هول آنست مستعار از ثقلى كه متعب حامل آن باشد و مانند اينست كريمهء ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ اينكلام در حكم تعليل است از براى آن چيزى كه به آن امر فرموده و از آن نهى نموده . ( 28 ) - * ( نَحْنُ خَلَقْناهُمْ ) * ما آفريديم ايشان را از آب اندك و سست * ( وَشَدَدْنا ) * و محكم كرديم * ( أَسْرَهُمْ ) * ربط مفاصل ايشان را باعصاب يعني اعضاى ايشان را محكم به يكديگر بستيم ، و بعضى گفته‌اند كه معنى آنست كه خلق كرديم ايشان را پس مسدود ساختيم ايشان را بامر و نهى تا از حدود اللَّه تعدى ننمايند هم چنان كه اسير را بقيد مسدود ميسازند تا نگريزد * ( وَإِذا شِئْنا ) * و چون خواهيم هلاك ايشان را * ( بَدَّلْنا ) * بدل كنيم ايشان را * ( أَمْثالَهُمْ ) * بامثال ايشان در خلقت و شدت اسر * ( تَبْدِيلًا ) * بدل كردنى يعنى ايشان را بميرانيم و در نشئه ثانيه به همين صورت و هيئت باز آريم يا ايشان را ببريم و بدل كنيم ايشان را به غير ايشان از بندگان فرمانبردار اگر حكمت مقتضى اين باشد ، و مؤيد معنى اول است ايثار كلمهء ( إذا ) بر كلمهء ( إن ) چه اذا در امور محققه مستعملست و آن در امور فرضيه . ( 29 ) - * ( إِنَّ هذِه ) * بدرستى كه اينسوره * ( تَذْكِرَةٌ ) * پندى و موعظه ايست كه به آن متذكر
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 113 | الملا فتح الله الكاشاني